متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٧ - نتيجه
كيفيّت است؟ ايا عين بدن دنيائى با تمام خصوصيّات آن عود ميكند يا اينكه بدن خاصى موضوعيّت ندارد، هر چه است روح است ولى قرار صراحت قرآن بدن هم است اين بدن از هر موادى تشكيل يابد كفايت ميكند حتّى مواد جديدى كه بدن دنياى اين روح، مواد مذكور را هرگز دارا نبوده باشد؟
فرض اول قابل قبول نيست زيرا بدن حالت وحدانى و ثباتى ندارد، بلكه هميشه در تحوّل و تغيير است و حتّى ميگويند هر هفت سال تمام سلولهاى بدن عوض ميشود، پس ممكن نيست بدن دنيائى بعينه عود كند و كدام ملزمى هم براى التزام بآن نداريم.
شبههايكه بعضى از دانشمندان نمودهاند كه اگر همان بدنى كه باو معصيت شده عود نكند و مادّهى ديگرى جزء بدن يا همهى بدن را تشكيل دهد و بدوزخ برود و ظلم لازم مىآيد. بنظر نگارنده خيلى ضعيف است. زيرا مادّه احساسى ندارد، تا از آتش رفتن متألم شود و ظلم لازم آيد، و بر فرض صدق ظلم معاد جسمانى بايد بكلّى ممنوع گردد زيرا بدن در موقع معصيت هيچ اختيارى نداشته تا مسؤليتى عايدش گردد، اين روح است كه ارادهى بدى و خوبى مينمايد حال بدن نسبت بروح عينا حال كارد نسبت بيك فرد ضارب ظالم است آيا كارد مسؤليّتى دارد يا اينكه مسؤليّت تماما بزننده مربوط ميشود؟
اساسا استحقاق عقاب و اهليّت ثواب مربوط بروح ميباشد بدن نه مدحى دارد نه ذمى بهشت براى تشريف و لذت روح است، دوزخ هم براى