متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٥ - (٢) كيفيّت حشر
ابراهيم عرض كرد پروردگارا بمن بنمايان چطور مردهها را زنده ميكنى؟ خطاب رسيد مگر بآن ايمان ندارى؟ عرض كرد ايمان دارم ولى ميخواهم دلم مطمئن شود. (زيرا ادراك حتى از ادراك عقلى غابا قانعكنندهتر است) خداوند فرمود چهار پرنده را بگير و آنها را خورد و قطعه قطعه كن سپس بر هر كوه (كوههاى اطراف ابراهيم كه تعداد آنها بده ميرسيد) جزئى از آن گوشتهاى خورده شده را بگذار بعد از آن. آنها را بخوان (آنها) بسوى تو با شتاب مىآيند و بدان كه خداوند عزيز و حكيم است.[١]
در سورهى يس چنين آمده است.
آيا انسان نمىبيند كه ما او را از نطفهاى آفريديم تا گاهيكه (رشد نموده) بناى مخاصمت را گذاشت، و براى ما (جهت انكار قيامت) مثلى زد و آفرينش خود را فراموش كرد (زيرا اگر او متوجّه خلقت اولى خود ميشد خلقت ثانوى خود را بىاشكال تصديق مينمود) ميگويد كى استخوانهاى پوسيده را زنده ميگرداند؟ (رسول محترم) بگو آن استخوانها را آنكسيكه اوّل آنها را بوجود آورده بود، زنده ميگرداند خداوند بهمهى مخلوقات خود دانا است (و چيزى بر او در اعادهى
.
[١] وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ