متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧ - بطلان انحصار معلومات ما بتجربيات
تجربى نيست؛ يعنى محال است تجربه مثبت سبب خودش باشد[١] وقتى نفس اين ادعاء تجربى نبود لابد عقلى ميگردد، و بالاخره ثابت ميشود كه انسان وراء تجربيات عقلياتى (احكام عقلى صرف) هم دارد پس از قبول اين نظريه بطلان آن لازم مىآيد (دقّت نمائيد)
حالا اگر از ايراد فوق صرف نظر نموده و نظريه اين آقايان را بپذيريم و راه تحصيل معلومات خود را منحصر به تجربه بدانيم ولى بايد اينها بدانند كه هرچه مسائل متافيزيكى از اعتبار ساقط مى گردد، لكن اثبات مادّه نيز غير ممكن ميگردد، و آنان بايد طبيعت و مادّه را نيز انكار كنند، زيرا خود مادّه محسوس نيست و مورد تجربه واقع نميشود، و آنچه حسّى است رنگ و بو و نرمى و درشتى و مزه است، كه ظواهر و آثار مادّه است نه خود مادّه و لذا جمعى از صاحبان تجربه، خود مادّه را انكار كردهاند.
بلى فقط تنها عقل است كه ميتواند خود مادّه را براى ما اثبات كند و ازين جا دانسته ميشود كه اثبات ماده نيز مانند اثبات مباحث متافيزيكى محتاج باحكام مستقل عقلى ميباشد، و كسيكه احكام عقلى را ناديده بگيرد بايد خود ماده را شديدا انكار كند و خودش را نيمه سوفسطائى و ايدهاليست بداند.
راستى تجربيون بچه تجربهاى قانون خللناپذير و قطعى عليّت را مدلّل ميسازند تجربه فقط ميگويد كه حرارت مثلا عقب آتش
[١] در فلسفه اين موضوع باسم دور ياد ميشود و دور محال است