متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠ - خواص واجب
اين خاصيّت و امتياز است كه مصداق آن اگر ممتنع و محال نبود، حتما در عالم خارج ثابت و محقق و موجود است و محتاج بسبب نيست.
اين موضوع با آنهمه اهميتى كه در مباحث آينده خداشناسى دارد و با آن همه بىاعتنائى كه در كتب دانشمندان فلسفه و كلام بآن شده داراى اساس قوى و برهان قطعى ميباشد، زيرا چنانچه سابقا دانستيم مفهوم واجب الوجود در مقابل مفهوم ممكن است، يعنى واجب مفهومى است كه شخص آن در خارج داراى وجود ذاتى و ضرورى بوده باشد پس وقتى چنين مفهوم داخل عالم محالات و ممتنعات نشد قهرا در خارج وجود دارد، و سؤال كردن از علّت تحقق و سبب وجود او غلط محض و جهالت بفرض بحث است، چه دانستيم كه وجود واجبى سبب پذير نيست اگر واقع شود ضرورى و بنفس خود قائم است. و لذا معقول نيست كه ما در تصديق خود بوجود او منتظر اثبات علل و عوامل خارجى وجود او باشيم (توجه كنيد كه مطلب دقيق است)
نگارنده اين خاصيّت را در بعضى از كتب خود بقاعده ملازمه موسوم نموده است، يعنى مجرد محال نبودن واجب مستلزم وجود خارجى اوست و فحص كردن از علت وقوع و وجود آن پس از عدم امتناع آن كار باطل و بيهوده است، زيرا واقعيّت وجود واجبى بىنيازى از سبب است.
خوانندگان گرامى اگر باين بيان مختصر دقت كنند بزودى استحكام اين قانون بزرگ فلسفى را كه تأثير زيادى در مباحث عقلى