متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣ - خواص ممكن الوجود
بشر بر آن استوار است، همين قانون است كه هر چيز مادى و عارضه ان از خود سبب ميخواهد بايد عقب علّت آن رفت، مثلا علم طب معالجه امراض را از تشخيص اسباب آن آغاز ميكند فيزيك و شيمى و غيره نتائج مطلوبه را از راه اسباب آنها بدست مىآورد و هكذا، بلكه اين موضوع بر علاوه فلسفى بودن و حسى بودن خود، فطرى تمام جانداران ميباشد و لذا وقتى يك حيوان مانند گربه و امثال آن كه صدائى را ميشنود فورا متوجه جهت صدا شده سبب آنرا جستجو ميكنيد و براى تغذيه تنها بباز كردن دهن خود اكتفاء نكرده عقب اسباب تحصيل غذا مىرود
حالا اگر كسى پيدا شود و ادعاء كند (چنانچه جماعتى از آقايان ماديين كه قواعد فلسفى و علمى عرصه را بر آنها تنك كرده و بلكه از حس و فطرت خود هم دورى جسته و يك مرتبه ايدهاليست مطلق از كار درآمدهاند و چنين ادعاء خرافى نمودهاند) كه جهان هستى يا بعضى از موجودات تابع اسباب و علل نبوده تصادفا بوجود پيوسته و باصطلاح فلاسفه ترجيح بلامرجح را جائز بداند، بايد با او چه معاملهاى نمود؟ مسلما ميگوئيد همان معاملهايرا كه با سوفسطائى ها و ايدهآليستها ميكرديم با او نيز انجام خواهيم داد.
آرى همچو كسانيكه قواعد فلسفى را ناديده بگيرند و اساس علوم تجربى را بر هم بزنند و ساينس را باطل كنند به حسيات خود و فطرات همه جانداران روى زمين توجّه نكنند ديوانه هستند و يا