متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٣ - تناقض، و ماركسيست هاى ديالكتيكى
نگارنده هيچ عاقلى را چه مادى و چه خداشناس سراغ ندارد كه بامكان تسلسل قائل شده باشد.
خلاصه تمام اينها (اجتماع ضدّين، اجتماع مثلين، دور، تسلسل، و غيره) محال است و در دائره هستى نقش نخواهد بست و اگر خواسته باشيم ميتوانيم تمام آنها را تحت يكعنوان قرار دهيم و آن عنوان (تناقض و اجتماع عدم و وجود) است.
بلى اجتماع وجود و عدم يك شئ در يك زمان و يك مكان و نسبت بيك حال ممتنع است، مثلا نميشود يك موجود در يك حال هم حركت داشته باشد و هم نداشته باشد.
بلى ميشود، محمود نسبت باينكه در نقطهاى از زمين نشسته غير متحرك گفته شود، و نسبت باينكه در زمين است، و زمين حركت دارد او را متحرك بدانيم ولى ممكن نيست نسبت بيكشئ هم حركت داشته باشد و هم سكون.
ماترياليستىهاى ديالكتيك كه كمتر دقت نظر دارند، متوجه وحدتهاى معتبره در تناقض نشدهاند و لذا آنرا ممكن بلكه محقق دانستهاند.
رئالست متفايزيسن كه تناقض و اجتماع نقيضين يعنى وجود و عدم، را محال ميداند حت شرائط معينهاى محال ميداند مثلا احمد ميزند با جمله احمد نميزند، براساس شرائطى با هم تناقض پيدا ميكنند، و اگر يكى ازين شرائط مفقود شد، تناقض از بين ميرود و