متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٥ - تناقض، و ماركسيست هاى ديالكتيكى
حركت كيفى و كمى دارد، و نسبت باينكه در زمين است و زمين حركت وضعى و انتقالى و غيره دارد سبب مذكور حركت تبعى مكانى نيز دارد.
(١٠) وحدت قوه و فعل اگر بگوئيم احمد قدرت و استعداد زدن را دارد، احمد فعلا زدن از او سر نزده تناقض نگفتهايم، چنانچه اگر بگوئيم اين شئ تخم مرغ است فعلا، و استعداد مرغ شدن را دارد در آينده، صحت آن ممكن است و تناقض نگفتهايم، ولى اگر بگوئيم همين شئ هم اكنون تخم است در عين حال مرغ هم است غلط بوده تناقضگوئى نمودهايم (دقت كنيد).
(١١) وحدت وضعيّت، و الّا ممكن است احمد ايستاده زده باشد و نشسته نزده باشد ممكن است طول احمد صد و پنجاه سانتى باشد (در حال قيام) و نيم متر باشد بوضع نشسته.
(١٢) وحدت فاعل، و بوسيله آن تناقض ازين دو جمله برطرف ميشود كاغذ ميسوزد و كاغذ نميسوزد چه فاعل را در جمله اول آتش و در جمله دوم آب قرار مىدهيم آنوقت هر دو جمله راست بوده و منافاتى با هم پيدا نميكنند.
(١٣) وحدت ادراك حكم، كه هر دو قضيه قطعى يا ظنى (گمان) باشد و اگر اين جمله (احمد ميزند) را ظنّى و جمله (احمد نميزند) را محتمل بدانيم باز هم تناقض از بين ميرود و هم چنين اگر هر دو قضيه را مشكوك بدانيم.