متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦ - تناقض، و ماركسيست هاى ديالكتيكى
بارى وحدتهاى معتبره در تحقق تناقض محال و اجتماع نقيضين خيلى زياد است و نميشود كه ما آنها را درين جا ذكر كنيم لذا براى آسانى افاده مقصد ميگوئيم، تناقض كه در فلسفه محال و ممتنع است، آنست كه يكشئ بدون هيچ اختلافى در هيچ جهت هم موجود باشد و هم معدوم.
اگر آقايان ماترياليستىهاى ديالكتيك تيكى از جنجالهاى سياسى فرصتى براى تعمق در گفتههاى عقلى متافيزيسنها پيدا مى كردند و بطور صحيح فكر مينمودند هيچگاه گمراه نشده، تناقض را ممكن بلكه ضرورى نميدانستند، بلكه استحاله آنرا اذعان مينمودند.
ماترياليستهاى ماركسيستى ديالكتيكى كه برخلاف تمام عقلاء بشريت تناقض را ممكن ميدانند ميگويند، تطوّر و تكامل موجودات مادى جز در پناه تناقض ممكن نيست تخم مرغ در عين حال كه تخم است نقيض خود را كه جوجه باشد در خود ميپروراند و در جوجه عوامل داخلى تحقق دارد كه آنرا بسوى تكامل و مرغ شدن مىكشاند (تز، انتىتز، سنتز) لذا مىبينيم اجتماع نقيضين ممكن بلكه واقع و محقّق است.
اين آقايان كه زعامت ماركسيستى را دارا هستند، آنقدر پى تعمّق فكر ميكنند كه يك محصل ابتدائى هم متعجّب ميشود، آرى اينها وحدت قوه و فعليّت را فراموش كردهاند، هيچكس نميگويد اين تناقض و محال است زيرا ميگوئيم (اين تخم مرغ است فعلا) و