متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧ - تناقض، و ماركسيست هاى ديالكتيكى
ميگوئيم (اين مرغ است بالقوّة) يعنى استعداد مرغ شدن را دارد، تناقض اينست كه بگوئيم همين تخم كه فعلا تخم است، فعلا هم مرغ است.
شما اگر اين موضوع را از يك بچه محصل متافيزيكى كه يك كتاب كوچك منطق را خوانده باشد سؤال كنيد آنرا حل ميكند، ولى مشاهير ماركسيستى آنرا درك نميتوانند، و در هر مورديكه مثالى براى وجود تناقض ميآورند، حتما يكى از وحدات آنرا فراموش ميكنند يا اصلا متوجه نميشوند چون هدف اصلى آنان مبادى سياسى است نه مباحث فلسفى و لذا امر ممكن را باسم دو نقيض برخ ما ميشكند و ميگويند كه تناقض ممكن است.
روح سخن درين نكته است كه گويندگان ديالكتيكى بين تناقض و تضاد منطقى كه امتناع آن قطعى است و بين تضاد عوامل و فعل انفعال و نزاع اضداد طبيعى خلط و اشتباه نمودهاند، و آنان وقوع دومى را كه شايد در دنيا كسى منكر آن نباشد بجاى اولى ذكر ميكنند و آنوقت آنرا ابتكار هم قلمداد ميكنند.
ارسطو با اينكه اجتماع نقيضين را محال ميداند در كتاب كون و فساد خود نزاع اضداد و تضاد فعل و انفعال را در طبيعت قبول ميكند و بايد هم مورد قبول باشد و حتى تا حدودى محسوس است. چنانچه استحاله اجتماع نقيضين منطقى نيز بديهى ميباشد و حتى ايراد و اعتراض ماديّين ديالكتيكى خود دليل واضح بر آنست و الّا اگر جمع نقيضين