حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٢٣٠ - استناد قرائات به چيست؟
است. انديشههاى ناصواب را رايج ساخته است و وقت زيادى از علما را براى نشان دادن و رد اين قرائات تلف كرده است. در آينده سخن ابن قتيبه را در اين باب ذكر خواهيم كرد.
بهر حال براى وضوح بيشتر مطالب فوق مىتوان به كتبى كه وجود استحسانيه و توجيهات را بيان نمودهاند مراجعه كرد. و ما در اينجا برخى از نمونهها را مىآوريم و سعى مىكنيم تنوع در دلايل اين استحسانات را رعايت كنيم عمده نمونهها را از دو كتاب «كتاب الكشف عن وجوه القراءات السبع» و «حجة القراءات» ابو زرعه، عبد الرحمن بن محمد بن زنجله انتخاب كردهايم. نمونهها عبارتند از:
١- مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ عاصم، كسائى و كسانى كه «مالك» خواندهاند به آيه: قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ و دلايل ديگر توسل جستهاند[١] و آنان كه «ملك» خواندهاند دليلشان آيه شريفه الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ و دلايل ديگر بوده است[٢].
٢- آيه شريفه غَيابَتِ الْجُبِ رسم الخط آن «غيبت الجب» است. نافع، غيابات مىخواند و استدلال مىكرد: هر چه از چاه از نظر پنهان شود يك «غيابة» است.
ديگران: غيابة قرائت كردند طبق ظاهر رسم الخط به اين دليل كه يوسف- عليه السلام- تنها در يك «غيابه» انداخته شد[٣].
٣- آيه شريفه: آياتٌ لِلسَّائِلِينَ كه در رسم الخط «آيت للسائلين» است ابن كثير، با توجه به رسم الخط آن را مفرد قرائت مىكرد. و استدلال مىكرد كه: تمام ماجراى يوسف يك آيه بود. ديگران «آيات» خواندهاند به اعتبار اين كه الف آن محذوف است و گفتهاند: هر حالتى كه براى يوسف پيش آمد يك آيه بوده است ...[٤]» و از كتاب ابن زنجله و قيسى، نمونههاى زير را مىآوريم:
٤- آيه شريفه: مَنْ يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ ...[٥] حمزه، كسائى و ابو بكر:
[١] الكشف عن وجوه القراءات السبع، ج ١، ص ٢٥ و ٢٦. و به نقل از آن: التمهيد فى علوم القرآن، ج ٢، ص ٨٣ و ٨٤.
[٢] التمهيد، ج ٢، ص ٨٤.
[٣] الكشف عن وجوه القراءات السبع، ج ٢، ص ٥. و به نقل از آن، التمهيد فى علوم القرآن، ج ٢، ص ٨٤.
[٤] همان مدرك.
[٥]- سوره انعام، آيه ١٦.