حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٢٤٩ - جواب دلايل فوق
نسائى، ابن ضريس و الاتقان به نقل از البرهان. علاوه بر آن اين روايات از دو جهت ديگر نيز مردود مىباشند:
اوّلا: عباراتى كه ادعا شده از قرآن بود هيچ نسبتى با قرآن ندارند. بلكه مانند پياز در ميان مركبات است و پاره ذغالى ميان جواهرات تاج سلطان.
ثانيا: ادعاى از دست رفتن آيات زيادى از قرآن، صريحا مورد تكذيب خداوند متعال در سوره حجر آيه ٦- ١٠ است كه: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ لذا به حكم قرآن بايد اين ادعا را تكذيب كرد.
همچنين در روايات كتاب اتقان تنها يك روايت تصريح به نسخ تلاوت مىكند.
آنهم روايتى است كه طبرانى از ابن عمر نقل مىكند. حال چگونه يك روايت در جامعه اسلامى مىتواند چنين ادعائى درباره قرآن كريم داشته باشد و مورد قبول قرار گيرد[١]؟
پايان سخن مرحوم بلاغى.
٤- در اينجا بايد اين نكته را نيز بيفزاييم كه پيامبر براى ابلاغ آيات به مردم از هيچ كوششى فروگذار نكرد. حتى معلمينى براى تعليم قرآن به شهرها و قبايل مىفرستاد حتى به يمن و مكه نيز قرائى اعزام داشت. اگر مسئله نسخ تلاوت درست باشد بايد پيامبر كسانى را براى بيان آيات ناسخ به همه جا حتى قبايل مىفرستاد. پس با اين اهتمام و دقت حضرت چگونه صحابه كبار كه خود پيامبر دستور اخذ قرآن را از آنان داده بود، دچار اشتباه شده و آيات منسوخ را روايت مىكنند؟! صحابهاى مانند ابى بن كعب، ابن مسعود، عمر بن خطاب حتى عايشه و ديگران چگونه در چنين اشتباه بزرگى واقع شدهاند.
از جمله مؤيدات ما روايتى است كه خود اينان درباره فراموشى پيامبر- ص- اگر چه مضمون روايت را قبول نداريم- نقل مىكند. اين حديث داراى مضمون زير است: پيامبر آيهاى از سوره مؤمنين را فراموش كرده بود. و بعد ابى بن كعب را بخاطر اين كه به پيامبر- ص- تذكر نداده بود ملامت نمود. ابى بن كعب عرض كرد: گمان بردم اين آيه نسخ شده است. پيامبر- ص- گفت: اگر نسخ شده بود به شما خبر مىدادم[٢] اگر چه ما اين روايت را صحيح نمىدانيم و پيامبر را مبرّى از نسيان مىشناسيم. نكتهاى كه در
[١] الهدى الى دين المصطفى، ج ١، ص ٣٣٦.
[٢] اصول سرخسى، ج ٢، ص ٧٥.