حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٢٤٧ - جواب دلايل فوق
مسئله ما از قبيل مورد اول است كه ظن به صدور روايات در آن كافى است نه از قبيل آيات قرآن كه بايستى قطعى باشند[١].
ليكن اين سخن درستى نيست چون كه اينجا سخن از نسخ مطلق نيست. بلكه مراد نسخى است كه بر آيات ثابت قرآنى وارد شده است لذا بايستى قطعى الصدور باشد و ظن در اينجا كفايت نمىكند. و تا قرآنى بودن آيهاى ثابت نگردد، حكمى مشخص نمىشود و آيهاى ثبت نمىگردد تا نسخ شامل آن گردد. و اين سخنى درست است كه ابن عبد الشكور مورد اشاره قرار مىدهد. اما دكتر عبد المنعم نمر، هر دو دسته نسخ را رد مىكند. و در مقابل حديث عايشه كه از بودن دو آيه درباره رضاع تا پس از مرگ پيامبر- ص- خبر مىدهد مىگويد:
«... اگر اين دو آيه تا پس از مرگ پيامبر بودهاند و اصحاب آنها را قرائت مىكردند پس اين دو آيه چه شدهاند؟! و چطور تلاوت و حكم اين دو آيه نسخ مىگردند در حالى كه حكم اين آيات معمول به شافعىها است هر چند كه حنفىها به آنها عمل نمىكنند؟! و اساسا هدف از حذف تلاوت و حكم آيه ناسخ چيست؟! به فرض كه حذف تلاوت و حكم آيه منسوخ را بپذيريم ...».
علما و انديشمندانى براى اين آيات و حذف آنها توجيهات و حكمتهايى ذكر مىكنند كه تاب مقاومت در برابر نقد و نظر را ندارند[٢]. ناگفته نماند بيان فوق شامل نسخ تلاوت و بقاى حكم هم مىگردد. امّا آبيارى در مقام رد نسخ تلاوت و حكم با هم برآمده مىگويد: «... اين مسئله از مسائلى است كه بيان آنها باعث سقوطشان مىگردد و نيازى به دليل براى نفيشان نمىباشد. خداوند بسيار بزرگتر از آن است- پيامبرى و رسالت يك پديده آسمانى بود- كه پس از تشريع حكمى آن را تعديل كند و يا پس از مدتى آن را كلا ملغى اعلام نمايد.
پيامبر هم وحى آسمانى را بر مردم مىخواند و سخن خداوند را بيان مىكرد. و تمام تلاش پيامبر- ص- بر آن بود تا كلام خداوند با سخن ديگرى مخلوط نگردد و پيام الهى دست نخورده باقى بماند. و اگر هم كسى احيانا گوشش وى را فريب مىداد بسيار زود به راه سلامت بر مىگشت و غلط خود را تصحيح مىنمود و با مراجعه به پيامبر يا يك
[١] مباحث فى علوم القرآن/ قطان، ص ٢٣٨.
[٢] علوم القرآن الكريم، ص ٢١٨.