موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٢ - اعراض از وطن
آمدم مطرح شده است كه متن آن ذيلًا عرض مىشود:
در مورد ترك نكردن روستاى مذكور بايد به عرض برسانم كه اينجانب به هيچ وجه قصد بازگشت دائمى به آن روستا را ندارم و در توضيح المسائل، امام اعراض را بنا بر اقامت دائم نداشتن دانستهاند؛ و اين مسأله در مورد اينجانب نيز صدق مىكند.
آنچه كه لازم است بايد به عرض برسانم اين است كه بنده به هيچ وجه قصد بازگشت دائمى ندارم و فقط هر چند وقت يكبار چند روزى به آنجا مىروم و باز بر مىگردم؛ لذا خواهشمند است مرا از سرگردانى در اين مورد نجات دهيد.
بسمه تعالى، اگر قصد داريد كه ديگر براى سكونت به وطن اصلى خود بر نگرديد اعراض حاصل است.
[سؤال ٢٧٨٧] ١٣٧١٥٣٤٧
بسمه تعالى ٨/ ٦/ ١٣٦١
محضر مبارك حضرت مستطاب، مرجع معظّم و رهبر مكرّم، آقاى روح اللَّه الموسوى الخمينى، دام ظله العالى و روحى له الفداء
پس از عرض سلام و اداى احترام و آرزوى سلامت آن جناب، معروض مىدارد:
اينجانب مدت نه- ده سال اول زندگيم را در وطن اصلىام؛ يعنى روستاى ايوَر از توابع شهرستان كاشمر زندگى كردم و از آن تاريخ؛ يعنى حدود سال ١٣٣٦- به علت اشتغال به تحصيل و يا خدمت سربازى- در شهرها و اماكن مختلف زندگى كردهام. از سال ١٣٥٠ در شهر رى به عنوان آموزگار استخدام و مشغول به كار شدم و از آن زمان تا به حال در شهر رى ساكن مىباشم. مادرم و اغلب اقوام بنده در ايور يعنى زادگاه اينجانب ساكنند و بنده سالى حداقل يك مسافرت به آنجا مىنمايم، ولى مدت اقامتم در هر سفر به آنجا كم است و غالباً ده روز يا كمتر است. اينجانب شهر رى را وطن خود قرار داده و حدود شش سال پيش نيت نمودم كه از ايور به عنوان وطنم اعراض نمايم. لذا هر وقت به آنجا مىرفتم فرائضم را به عنوان مسافر ادا مىنمودم،