موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨١ - مراد از وطن، احكام و اقسام آن
بسمه تعالى، هنگام قصد اقامت ده روز، قصد خروج از حد ترخّص محل اقامت به مدت يكى دو ساعت مضر نيست و بيش از آن اگر قصد دارد خارج شود ضرر به نيت اقامت مىرساند و در موردى كه قصد خروج مضر نيست، در بازگشت تجديد نيت لازم نيست.
[سؤال ٢٧٤١] ٧١٥- ١٤٠٨
٣. پسرى دارم كه در تهران زندگى مىكند. براى ديدار او كه به تهران مىروم، در تهران نمازم شكسته است يا خير؟
بسمه تعالى، تهران را اگر وطن قرار نداديد، در آنجا حكم مسافر داريد.
[سؤال ٢٧٤٢] ٤٩٤- ٩٨٣
٣. اگر كسى در شهرى داراى منزلى باشد ولى اكثر اوقات در آنجا نيست، هنگامى كه به آنجا مىرود متوطّن محسوب مىشود يا مسافر؟ (آن شهر زادگاهش نيست).
بسمه تعالى، بدون قصد توطّن، وطن محسوب نمىشود.
[سؤال ٢٧٤٣] ٦٠٤- ٩٠٥
٢٣. آيا مطلق خانه پدرى انسان، وطن انسان حساب مىشود يا آن خانهاى كه در آن زندگى كرده؟ و اگر مدت زندگى كردن او در آن خانه كوتاه باشد (مثلًا يكى دو سال) آيا باز هم وطنش محسوب مىشود؟
بسمه تعالى، اگر محل تولد خود او باشد و در آنجا رشد كرده، وطن اصلى محسوب مىشود.
[سؤال ٢٧٤٤] ٦٠٤- ٩٠٥
٢٥. كسى كه در جايى قصد توطّن مىكند، آيا از بدو ورود، نماز و روزهاش تمام و صحيح است يا مدتى بايد در آنجا اقامت نمايد؟ اين مدت، چند ماه يا چند سال است؟
بسمه تعالى، به مقدارى بايد در آنجا بماند كه عرف بگويد آنجا را وطن اتخاذ كرده است.