موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥ - مراد از وطن، احكام و اقسام آن
الاحوط و چنانچه اعمال گذشته از روى تقليد صحيح بوده، اعاده لازم ندارد.
[سؤال ٢٦٦٦] ١/ ١٢٩٦٣٥١٩
بسمه تعالى ٢٢/ ٤/ ١٣٦١
دفتر محترم امام خمينى
ضمن عرض سلام، سؤالى در رابطه با مسائل شرعيه برايم مطرح بود كه به علت شنيدن پاسخهاى مختلف و متضاد، بدين وسيله براى رفع شك و شبهه با شما تماس گرفتهام.
مدت دو سال است در روستايىكه زادگاه پدر و مادرم مىباشد معلم هستم. پدرم در آن ده خانه شخصى و مختصرى ملك دارد كه من نيز در آن خانه به سر مىبرم.
خودم متولد و بزرگشده تهران هستم و در تعطيلات و اكثر پنجشنبه و جمعهها به تهران مىآيم و تصميم بر آن دارم كه پس از اتمام تعهد خدمتم كه پنج سال است بازگشت نمايم. حال مىخواهم بدانم كه آنجا وطن حساب مىشود يا خير؟
درصورت مثبت و منفىبودن، در تهران چه وضعيتى دارم و وضع نماز و روزهام در طى مدتى كه به اين صورت زندگانى مىكنم چگونه است؟
توضيح اينكه هنوز مجرد بوده و با پدر و مادر و خانواده زندگى مىكنم.
بسمه تعالى، در فرض مسأله، تهران وطن شما است و روستاى مذكور وطن نيست.
[سؤال ٢٦٦٧] ٨٠٤- ٧٤١٦
٣. ما افرادى كه براى چندين سال به خارج كشور آمدهايم و از وطن خود دور هستيم و قصد اينرا هم نداريم كه براى هميشه اينجا بمانيم، آيا مىتوانيم براى چندين سال، محلى را كه در آن اقامت گزيدهايم، به عنوان وطن دوم خود حساب بياوريم؟
بسمه تعالى، وطن محسوب نمىشود.