موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٧ - آنچه بر روزهخوارى مترتب مىشود (قضا، كفاره و تعزير)
اثر استمرار مرض نتوانست قضا كند قضا ندارد، ليكن براى هر روز بايد يك مد طعام به فقير بدهد.
٣. شخصى در زمان حيات مبلغى به عنوان امانت نزد شخص ديگرى گذارده كه پس از فوت او مصرف دفن و قبر او نمايد، شخص مورد نظر تقريباً ٢٠ سال پيش فوت نموده و به وسيله كس ديگرى دفن شده ولى قبر وى را جمع نكردهاند؛ يعنى روى آن سنگ نيانداختهاند، و مشخصات او معلوم نيست و منظور متوفى هم همان سنگ و مشخصات بوده، ولى امانتدار به عللى در آن زمان اين كار نكرده است.
آيا در حال حاضر براى رضاى خدا و متوفى مىتواند مبلغ مذكور را به نيت آن مرحوم مزبور به حسابهاى مذكور بالا واريز نمايد يا خير؟ چنانچه امكان ندارد محل آن را معين فرماييد. ضمناً مزار متوفى را در حال حاضر نمىداند كجاست.
بسمه تعالى، بايد بر طبق وصيت عمل كند و اگر عمل به وصيت مورد نداردپول به ورثه مىرسد.
[سؤال ٣٤٢٦] ٨٦١٠- ١٨٦٣
٢. اگر به زور در دهان شخص روزه دار غذايى بريزند اما از گلويش پايين نرود، و بعداً شخص به خيال اينكه روزهاش باطل شده چيزى بخورد، آيا بر او قضا و كفاره واجب مىشود يا نه؟
بسمه تعالى، قضا واجب است و اگر نسبت به حكم مسأله جاهل قاصر بوده كفاره ندارد.
[سؤال ٣٤٢٧] ٦٣٦٦- ٥
٢. شخصى در نظام گذشته ايران از كليه اعتقادات مذهبى به دور بوده است و در صورتى كه اعتقادى نيز وجود داشته صرفاً از روى مسائل خانوادگى بوده است و در آن موقع با منطق خود قادر به پذيرش آنها نبوده و در حال حاضر به اسلام ايمان آورده است؛ آيا لازم است نماز و روزه قضاى خود را ادا كند؟ و در صورتى كه لازم است؛ آيا براى مثال در مورد روزه مىبايست به ازاى هر روز روزه قضا شصت روز روزه بگيرد؟