موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٣ - اعراض از وطن
ولى اخيراً پشيمان شده و دوست دارم كه روستاى ايور وطنم باشد. اگرچه احتمال زندگى كردن در آنجا برايم بعيد است، ولى غير ممكن نيست. با اين وصف مىخواهم بدانم: آيا مىتوانستهام اعراض كنم يا خير؟ اگر جواب خير است، تكليف نمازهايى كه در آنجا شكسته خواندهام چه مىشود؟ و اگر جواب بلى است، آيا حالا بدون اقامت يك يا چند ماهه مىتوانم آنجا را وطن خود بدانم يا خير؟ باز اگر جواب خير است، در چه صورتى مىتوانم آنجا را وطن خود بدانم؟ و اگر وطنم نباشد و با قصد ده روز در آنجا بخواهم بمانم، تا چه فاصلهاى مىتوانم رفت و آمد كنم كه قصد ده روزهام بههم نخورد؟ و السلام عليكم ورحمة اللَّه وبركاته
بسمه تعالى، اگر از وطن اصلى اعراض نموديد ديگر آنجا براى شما حكم وطن ندارد، مگر آنكه دوباره به آنجا برگرديد و قصد توطّن نماييد.
[سؤال ٢٧٨٨] ١٣٧٢٦٦٨٨
بسمه تعالى ١١/ ٨/ ١٣٦١
مسئول محترم دفتر امام خمينى، سلام عليكم
اميدوارم همواره در پناه ذات پاك حضرت احديت و در ظلّ توجّهات ولى عصر «عج» موفق و مؤيد و منصور باشيد.
خواهشمندم به سؤالات زير پاسخ فرماييد. متشكرم
١. راجع به اعراض از وطن، در توضيح المسائل شرحى داده نشده. لذا بفرماييد كه به چه كسى مىگويند كه از وطنش اعراض كرده؟ آيا كسى كه قلباً وطنش را دوست دارد، ولى مثلًا شايد سالى يكبار به آنجا مىرود و احياناً خانهاى در آنجا دارد، جزو اعراض كنندگان مىشود يا خير؟
بسمه تعالى، اگر از وطن بيرون آمده و بنا دارد كه ديگر براى زندگى به آنجا نرود، اعراض متحقق مىشود؛ وگرنه اعراض متحقق نيست.
٢. قسمتى از فرش به وسيله بول نجس شده و نجاست به پشت فرش هم رسيده و در نتيجه، آن