موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٤ - شرطيت عدالت در امام جماعت
اگر روحانى دوم، داراى ورع و تقوا و عدالت لازم و حائز روحيه انقلابى- كه فداكارى است- بودند، به جاى موضعگيرى اقدام به اصلاح نموده و با خرد كردن حيثيت همكار و هملباس خود، قدم به مسجد نمىگذاردند و مردم ايشان را عادل نمىدانند و مسجد را حق روحانى اول مىدانند؛ لكن اين در حد اختلاف باقيمانده و حكم قطعى آنرا از آن حضرت تقاضا دارند كه تكليف مسجد رفتن آنها روشن گردد.
بسمه تعالى، مسجد توليتبردار نيست و امام جماعت بايد در نظر مأمومين عادل باشد و مسلمين بايد مصلحت اسلام و انقلاب را مقدم بدارند و از دست زدن به هرگونه كارى كه موجب تفرقه و از بين رفتن وحدت مىشود حذر كنند.
[سؤال ٣٢١٤] ١٩٢٩- ٦٨٦٥
٤. آيا شرايط امام جماعت با امام جمعه فرق مىكند؟ عادل بودن كه براى امام جماعت واجب است، تعريفش چيست؟ و آيا اگر امام جمعه يا جماعت به روى گناهان صغيره اصرار داشته باشد از عدالت خارج مىشود؟
بسمه تعالى، معناى عدالت و شرايط امام جماعت و جمعه در رساله ذكر شده است و اصرار بر صغيره موجب سلب عدالت مىشود.
[سؤال ٣٢١٥] ٧١١- ١٣٧٧
٦. بعضى از وقتها (مثلًا در محيط مدرسه) تمام معلمين يك معلمى را قبول دارند كه عادل است و او را به عنوان امام جماعت انتخاب مىكنند؛ اما خود آن معلم انكار مىكند؛ چون خودش، خودش را بهتر مىشناسد و لذا مىداند كه عادل نيست. در اين مواقع اگر مسئوليت امام جماعت را با اصرار ديگران و انكار خود قبول كند (با توجه به اينكه مىداند عادل نيست)، اشكال دارد يا خير؟
بسمه تعالى، ميزان، تشخيص مأمومين است؛ اگر چه كسى كه خود را عادل نمىداند، احتياط مستحب آن است كه امامت نكند.