موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩ - مراد از وطن، احكام و اقسام آن
خواهشمند است جواب چند مسأله ذيل را از حضرت امام «دامت افاضاته» پرسيده و جهت آگاهى به اينجانب ارسال فرماييد.
١. ما جنگزده دهلران ساكن آبدانان كه قصد نداريم تا آخر در آبدانان زندگى نماييم آيا آبدانان وطن ما محسوب مىگردد يا خير؟ لازم به تذكر است كه تا كنون يكسال و نيم است كه در آبدانان زندگى مىكنيم؟
بسمه تعالى، وطن محسوب نمىشود.
٢. اگر آبدانان وطن محسوب نگردد پس از برگشتن از هر مسافرت آيا بايد اقامت ده روز نمايم و چنانچه پس از برگشتن از مسافرت معلوم نباشد كه ٤ يا ٥ يا ٩ يا بيشتر از ١٠ روز ديگر به مسافرت بروم، نماز را چگونه بهجا آورم.
بسمه تعالى، حكم مسافر داريد مگر آنكه قصد ماندن ده روز در آنجا نماييد.
٣. اگر جنگزدهاى كه در آبدانان سكونت دارد مىخواهد به جايى كه تقريباً پانزده كيلومتر از محل اقامت فاصله دارد مسافرت كند در آنجا نماز را چگونه بايد بهجا آورد.
بسمه تعالى، اگر در آبدانان قصد ماندن ده روز كرده است با رفتن ١٥ كيلومتر نماز شكسته نمىشود و بايد تمام بخواند و اگر قصد نكرده شكسته است.
[سؤال ٢٦٥٥] ١٠٢٧- ١٤٩٥
٣. آيا محل كار (بنياد مستضعفان شهرضا) كه مدت دو سال و نيم در آنجا مشغول هستم جزء وطن دوم محسوب مىشود يا نه؟
بسمه تعالى، بدون قصد زندگى دائمى، وطن محسوب نمىشود.
[سؤال ٢٦٥٦] ١٢٧٧- ١٣٨٢
٣. عقيده دارم در شهر ديگرى زندگى كنم، ولى تا حالا منزلى ندارم، لذا در ماهى يكى دو بار براى مدت دو سه روز مىروم و بر مىگردم، نماز و روزهام را به چه ترتيب بايستى بخوانم و بگيرم؟
بسمه تعالى، بدون قصد توطّن و قصد ماندن ده روز، حكم مسافر داريد.