موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥ - مراد از وطن، احكام و اقسام آن
پس از اهداى سلام و آرزوى توفيق الهى براى آن برادران گرامى، تقاضامندم با پاسخ به سؤال اينجانب مرا از ترديد و اضطراب برهانيد.
وطن اصلىام مشهد است و در سال ٥٨ براى تحصيل دانشگاه به تهران آمدم. حتى پس از تعطيلى دانشگاهها به سبب انقلاب فرهنگى، در تهران ماندهام و در طول دو سال اخير به دليل اشتغال در نهادهايى از انقلاب (به علت ارتباط به رشته تحصيلى دانشگاه)، در تهران اقامت داشتهام و هم اكنون نيز بدون اينكه درس بخوانم در تهران مشغول به كار هستم. طى مدت نزديك به سه سال اقامت در تهران، بدون اينكه قصد اقامت دائمى داشته باشم به استناد مسأله شماره ١٣٣١ رساله شريف امام امت كه مىفرمايند: «تا انسان قصد ماندن هميشگى در جايى كه غير وطن اصلى خودش است نداشته باشد وطن او حساب نمىشود مگر آنكه بدون قصد ماندن، آنقدر بماند كه مردم بگويند اينجا وطن اوست» نمازهاى خود را به حساب اينكه تهران وطن دوّمم محسوب مىشود، كامل مىخوانده و مىخوانم و روزهها را نيز مىگرفتهام.
اكنون نه قصد حتمى بر ماندن دائم و نه قصد حتمى بر نماندن، هيچكدام ندارم و منتظر شرايط زندگى و ... هستم، مگر آنكه از اين پس احتمالًا بنابر راهنمايى شما، احتياج شود يكى از آن دو را انتخاب كنم، خلاصه سؤال اين طور است.
آيا نمازهايم كامل است يا شكسته؟
اگر شكسته است، نمازهاى سابق را چه بايد كرد؟
بسمه تعالى، حكم مسافر داريد و آنچه برخلاف وظيفه عمل كردهايد قضا دارد.
[سؤال ٢٦١٤] ١٢٦٥٨٣٩٢
بسمه تعالى
دفتر محترم امام خمينى دام ظله العالى
پس از عرض سلام اينجانب مسألهاى برايم پيش آمده كه اميدوارم جواب صريح