موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣ - مراد از وطن، احكام و اقسام آن
[سؤال ٢٦٧٨] ١٣٠٥٦٩٨
بسمه تعالى
محضر محترم حضرت آيت اللَّه العظمى امام خمينى
با درود فراوان و قبل از اتلاف وقت آن حضرت، مسائل زير مورد سؤال است:
١. اينجانب كارمند و محل كارم دائماً در تهران مىباشد؛ چون اين شركت در هيچ نقطه ايران شعبهاى ندارد؛ از سال ٥٤ تا آذر ٦٠، مداوم در تهران ساكن بودم و تهران را به عنوان وطن اختيار نمودم. در آذر ماه به علت فشار زياد و مشكل مسكن، يك آلونك مسكونى در اطراف كرج (رجايىشهر) كه در زمين اوقافى واقع است خريدارى نمودم و به آنجا كوچ كردهام؛ اولًا هر روز به تهران رفت و آمد مىكنم؛ ثانياً تا كنون آنجا را وطن اختيار نكرده و قصد دارم در موقع مناسب به تهران برگردم. لطفاً بفرماييد نمازم به چه صورت در تهران و رجايى شهر بايد خوانده شود؟
بسمه تعالى، در محل سكونت فعلى اگر بناى زندگى دائمى نداريد، حكم مسافر مترتّب است و محل كار در تهران، اگر در همان محله سكونت سابق- كه وطن بوده- قرار دارد و از آنجا اعراض نكرديد، به حكم وطن باقى است.
٢. از سال ٤٩- ٥٠ تا كنون به زخم اثنىعشر دچار شده و طبق تجويز پزشك قادر به روزه گرفتن نبودهام؛ ليكن دو سه سال اول را روزه گرفته و بعد از آن، به دليل عود كردن بيمارى و ادامه آن و تشديد در صورت گرسنگى فكر مىكنم از سال ١٣٥٣ روزه نگرفتهام. لطفاً بفرماييد كه بها و قضاى روزه من چگونه بايد محاسبه و ادا يا پرداخت شود؟
بسمه تعالى، اگر تمكن از قضا نداريد، بايد براى هر روز، يك مد طعام به فقير بدهيد.
[سؤال ٢٦٧٩]
٣. هر انسان چند وطن مىتواند اختيار كند و شرايطش چيست؟
بسمه تعالى، تا دو وطن مانع ندارد و شرايط، در رساله مذكور است.