موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٥ - مراد از وطن، احكام و اقسام آن
گذاشت كه بروى و لذا من كه ازدواج كردهام، در گناباد فورى خانه اجاره كرده و قصد اقامت هميشگى در گناباد كردم و نمازم را طبق دستور امام كه در رساله پيرامون نماز مسافر است، به عنوان وطن دوم خود انتخاب كردم. توضيح اينكه اگر هم موافقت به ماندنم در گناباد ننمايند بايستى يكسال يا دو سال ديگر به بجستان بروم و باز به گناباد منتقل خواهم شد و مىخواهم براى هميشه در گناباد اقامت كنم و بنده در حال ترديدى اين چنين، نماز و روزه خود را كاملًا صحيح به عنوان وطن دوم ادا مىكنم.
دستور فرماييد كه تكليف من چيست؟ و درباره نمازهاى گذشتهام چه كنم؟ و روزه ماه رمضان امسال چه صورت داشته است؟ به علت اينكه بنده احتمالًا در حال شك هستم، تقاضا دارم كه هرچه زودتر جواب را ارسال داريد.
بسمه تعالى، اگر بنا داريد كه هميشه در گناباد بمانيد حكم وطن دارد ولى با ترديد، قصد دائم محقّق نمىشود و در اين صورت وطن نمىشود.
[سؤال ٢٧٣٠] ١٣٤١٨١٢
بسمه تعالى
محضر مبارك مرجع عالىقدر شيعيان جهان، حضرت آيت اللَّه العظمى امام خمينى، مدّ ظله العالى
١. آيا انسان مىتواند بدون اعراض از وطن اصلى، محلى را كه احتمالًا طولانى ولى نامعلوم در آن اقامت دارد، به عنوان وطن فعلى انتخاب نمايد؛ بدون اينكه شش ماه در زادگاه و شش ماه در اينجا باشد؟
بسمه تعالى، اگر قصد زندگى دائم در آن محل نمايد و مدتى هم در آنجا بماند، آنجا وطن او محسوب مىشود.
٢. در بلاد كبيره- نظير تهران- حد ترخص چه مسافتى است؟ مثلًا اگر محل سكونت، اطراف دانشگاه تهران باشد و محل كار، بازار، آيا اين خارج از حد ترخص است يا نه؟
بسمه تعالى، در مثل تهران، ابتداى مسافت از منزل است؛ ولى حكم سفر، از آخر محله بار مىشود.