موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٦ - مراد از وطن، احكام و اقسام آن
بدون قصد ماندن در محلى آنقدر بماند كه مردم بگويند: اينجا وطن او است وطن او محسوب مىشود»، اينجانب مدت ٥ سال است در تهران دانشجو هستم و در شركت مشغول به كار هستم و بعد از ظهرها تحصيل مىكنم و هنوز درس من تمام نشده و در آن محل، صاحب منزل شخصى با سند مالكيت شخصى مىباشم و ازدواج هم نمودهام و قصد حتمى ماندن در تهران را ندارم. حكم آن چيست؟
بسمه تعالى، بدون قصد ماندن دائم در يك محله از تهران، وطن محقّق نمىشود. مگر مدت زيادى كه مردم او را اهل آنجا بشمارند در آن بماند و ٥ سال كافى نيست.
[سؤال ٢٧٠٠] ١٣٢١٦٩٣١
بسمه تعالى
حضور مبارك رهبر عظيم الشأن اسلامى، حضرت آيت اللَّه العظمى امام خمينى، دام ظله العالى سلام عرض مىكنم.
مسألهاى برايم مشكل شده كه به هر كسى رجوع كردم، يك جور جواب داد. حقير مدت ده سال است كه در معدن ذغال سنگ پابدانا حوزه كرمان مشغول كار نجارى مىباشم؛ محل كارم تا منزل ده كيلومتر فاصله است. صبح كه مىروم سر كار، ظهر ساعت دوازده بر مىگردم و پس از صرف نهار، دوباره ساعت يك مىروم و عصر ساعت پنج بر مىگردم. فاصله بهاباد تا اينجا ١٣٠ كيلومتر است و من اقلًا ماهى يك دفعه بهاباد مىروم. تا به حال كه امام تشريف نياورده بودند، از حضرت آيت اللَّه بروجردى تقليد مىكردم؛ از آن روزى كه امام تشريف آوردند، من مسأله را پرسيدم؛ هر كسى يك جور گفت؛ لذا من مجبور شدم كه از خود امام بپرسم.
بسمه تعالى، در غير وطن اصلى بدون قصد توطن و قصد اقامه ده روز، حكم مسافر را داريد.