موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٥١ - قضاى روزه ماه رمضان
بسمه تعالى، عذر مزبور مجوّز افطار نيست ولى اگر در وسط روز، ادامه روزه ضررى يا حرجى شود مىتوانند در آن موقع افطار كنند و كفاره ندارد.
٤. در موقع بيرون ريختن دوغ از مشك، موش مردهاى از مشك بيرون مىآيد، تطهير مشك در فتواى آن حضرت به چه نحو است؟ امر به ابلاغ فرماييد.
بسمه تعالى، تطهير آن مشكل است و بدون عبور آب پاك از اجزاى آن پاك نمىشود و اگر لوله آب را در داخل آن باز كنند تا پر شود پاك مىشود.
٥. شخصى در موقع استطاعت به حج نرفته، بعد ثروتش از بين رفته؛ به وسيله شخص ديگرى به عنوان مستخدم و كارگر به حج مىرود؛ آيا قبلًا كه در موقع استطاعت ترك حج نموده، ذمهاش ساقط مىگردد يا خير؟
بسمه تعالى، بايد مناسك حج را به نيت انجام حج واجب بهجا آورد و بدون آن، حج از ذمهاش ساقط نمىشود.
از خداوند كريم سلامتى و سرفرازى و طول عمر مبارك را هميشه خواهانيم.
[سؤال ٣٧٤١] ١٨٥١٧٨٥٣
بسمه تعالى
در دوران كودكى دچار فلج پا شدم به طورى كه قادر به تكان دادن پاهايم نبودم.
اين مرض من مادرزادى نبود بلكه فكر مىكنم در اثر سهلانگارى يكى از و الدين من بود. پدرم براى اينكه بتوانم روى پاهايم بايستم با آنكه وضع مالى او خيلى خوب نبود پايم را معالجه كرد البته نه به طور كامل. چون دكترها قادر به معالجه كامل پايم نبودند. چون من در كودكى وقتى هر طفلى شروع به راه رفتن مىكند بودم با پدر و مادرم به مشهد رفتيم و در حرم مبارك حضرت امام رضا بود كه اولين قدم را برداشتم و توانستم روى پاهايم بايستم به همين دليل وقتى پدرم نتوانست از پزشكها براى معالجه پايم نتيجهاى بگيرد مرا به حضور امام رضا عليه السلام بردند. اما شايد به خواست خداوندى از امام رضا عليه السلام شفا حاصل نكردم. وقتى به تكليف رسيدم پدرم اجازه نمىدادند روزههايم را بگيرم و مىگفتند كه چون تو پايت ضعيف است در اثر روزه گرفتن ناتوان مىشوى و من هم ديگر آن قوه و آن وضع مالى را ندارم تا دوباره پاى تو