موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩ - مراد از وطن، احكام و اقسام آن
بسمه تعالى، اگر قصد كردهايد كه براى هميشه در اصفهان سكونت داشته باشيد، اصفهان وطن شما محسوب مىشود، هر چند براى خدمت.
[سؤال ٢٦٨٩] ١٣١٢٥٣٦٤
بسمه تعالى
محضر حضرت امام خمينى، مدّ ظله، السلام عليكم
از سال ١٣٤٢ خود را مقلد شما مىدانم و از سال ١٣٥٠ تا ١٣٦١ حدود سه سال در خوانسار و چهار سال در شيراز جهت كار و تخصص بودهام. و اين مدت را وطن ثانوى خود فرض مىكردم، در حالى كه قصد اقامت نمىكردم و ممكن بود مسافرت بيش از هشت فرسخ نيز مىرفتم. در عرض اين مدت روزهها را گرفتهام و نمازهاى خود را تمام مىخواندم. فقط به حساب اينكه خوانسار و شيراز و چهار محال بختيارى كه سپاهى بودم را وطن ثانوى خود حساب مىكردم. تكليف چه بوده است؟
بسمه تعالى، بدون قصد سكونت دائم وطن تحقق پيدا نمىكند و نمازهايى كه بر خلاف وظيفه انجام شده قضا دارد.
[سؤال ٢٦٩٠] ١٣١٣٥٣٧١
بسمه تعالىهفتم محرم الحرام ١٤٠٣ ق
حضور محترم حضرت آيت اللَّه العظمى امام خمينى، مدّ ظله العالى
پس از تقديم سلام، بارى عرض مىشود كه آقايان طلابى كه ده يا بيست سال- كمتر يا بيشتر- در قم سكونت دارند و معلوم نيست كه براى هميشه در آنجا خواهند ماند؛ ظاهراً نظر جنابعالى اين است كه وطن آنها حساب نمىشود؛ آيا احكام وطن بر آنجا جارى است يا خير؟ يعنى اگر از مسافرت به آنجا آمدند، بدون قصد اقامت مىتوانند نمازهاى خود را تمام بخوانند و روزههاى خود را بگيرند يا بايد قصد اقامت كنند؟ برفرض اينكه احكام وطن بر آن جارى شود، آيا هفتهاى يك مرتبه مسافرت