موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣ - مراد از وطن، احكام و اقسام آن
بود تا بتوانيم آنجا را وطن دوم قرار بدهيم، اطلاع داشتم و اما هيچ اطلاع نداشتم و فكر هم نمىكردم كه شش ماه بايد منقطع باشد يا متوالى، تازگىها متوجه اين مسأله شدم كه ٦ ماه بايد منقطع نباشد. الآن تكليف من چيست؟ بعد از چهار سال مىتوانم قم را وطن دوم قرار دهم؟ در ضمن از وطن اصلى خودم هم اعراض نكردهام. در صورتى كه شبهاى چهارشنبه به جمكران مىروم و قبل از صبح بر مىگردم تكليف نماز و روزههاى قبلم چه مىشود؟
بسمه تعالى، شش ماه ماندن متصل يا منفصل ميزان نيست؛ بلكه ميزان بعد از قصد زندگى دائمى، ماندن مقدارى است كه در نظر عرف صدق كند شخص اهل آنجا شده است.
٢. در صورتى كه جاهل به مسأله بودم و تمام نماز و روزهام را به صرف اينكه وطن دوم من است تمام و كامل خواندهام اكنون وظيفهام چيست؟
بسمه تعالى، نماز و روزه گذشته محكوم به صحت است، مگر آنكه معلوم شود برخلاف وظيفه انجام گرفته است.
٣. شما در رساله در مورد مسائل بانكى كه از شما سؤال شده كه «وجوهى كه در بانكها به قصد محفوظ بودن- نه سود بردن- گذاشته مىشود، در هنگام دريافت، متصديان بانك مبلغى رويش مىگذارند» شما در جواب فرموديد كه «اگر به عنوان سود بدهند، جايز نيست»؛ در صورتى كه در موقع دريافت، حتماً مقدارى به عنوان بهره مىدهند؛ ما چه كنيم؟ اگر بخواهيم نگذاريم كه باز شما فرموديد كه هرچند پولتان كم است در بانكها بگذاريد تا كمك به دولت بشود، اگر بخواهيم بگذاريم، بهره مىدهند؛ اگر نگذاريم كه به فرموده شما هرچند هم كم باشد، دولت احتياج دارد. حالا من در بانك تعاون اسلامى گذاشتهام، اين چه صورت دارد؟ اگر در بانك ملى بگذارم بهره را چه كنيم؟ يا در بانك اسلامى گذاشتن اصلًا ايرادى دارد يا نه؟ به دولت كمك مىشود يا نه؟
بسمه تعالى، گذاشتن پول در بانك اشكال ندارد؛ ولى بهره پول، ربا و حرام است، گرفتن آن جايز نيست.
[سؤال ٢٦٦٤] ٧٢٤- ١٥٠٩
٢. اشخاصى كه مهاجر جنگى مىباشند ولى به عنوان مثال، در منطقه ملا ثانى خانه