موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨ - مراد از وطن، احكام و اقسام آن
٦. همانگونه كه استحضار داريد، كاركنان دولت در موقع دريافت حقوق، ماليات مىپردازند. آيا اين ماليات با توجه به اينكه دولت اسلامى است، مىتواند به جاى مقدارى از خمس محسوب گردد؟
بسمه تعالى، ماليات بابت وجوه شرعيه محسوب نمىشود.
[سؤال ٢٦٣٧] ١٢٧٨٨٠٦٧
بسمه تعالى
اينجانب منزل يكى از اقوام در گوهردشت زندگى مىكنم، ولى آنرا به عنوان وطن اختيار نكردهام. هر روز صبح از گوهردشت به محل كارم در تهران آمده و بعد از ظهر مراجعت مىكنم. فاصله تهران تا گوهردشت بيش از چهار فرسخ است. قم موطن اصلى و محل تولدم مىباشد. با توجه به اينكه فعلًا محل كارم در تهران است و در آينده نزديك مىخواهم در تهران شغل تدريس در دانشگاه را داشته باشم. مىخواهم از حالا قصد كنم در تهران بمانم. در آينده نيز به احتمال قوى و غير قابل تشخيص محل كارم را از تهران به شهرستان ديگرى تغيير نخواهم داد. لذا سه سؤال ذيل مطرح است:
١. آيا مىتوانم وطن دوم خود را به عنوان وطن شغلى در تهران انتخاب كنم؟ در حالى كه محل زندگىام در گوهردشت كرج است؟
بسمه تعالى، بدون قصد زندگى دائمى در تهران، آنجا وطن شما محسوب نمىشود.
٢. در صورتى كه بتوانم تهران را به عنوان وطن دوم اختيار كنم، آيا با رفت و آمد روزانه از گوهردشت به تهران، مىتوانم روزهام را بگيرم؟ به اين صورت كه قبل از ظهر به وطن؛ يعنى تهران رسيده و بعد از ظهر از وطن به منزل در گوهردشت برگردم.
بسمه تعالى، در فرض سؤال، در محل كار و محل زندگى، حكم مسافر داريد.
[سؤال ٢٦٣٨]
٣. در صورتى كه نتوان تهران را به عنوان وطن دوم اختيار نمود، چگونه مىتوان با حفظ محل زندگى در گوهردشت، وطن دوم را تهران انتخاب نمود؟ آيا مىبايست