موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧ - مراد از وطن، احكام و اقسام آن
به استحضار عالى مىرساند: اينجانب مدتى است كه در اين شك به سر مىبرم كه مسافرم يا خير؟ لذا از ابتدا وضع زندگىام را بيان مىدارم تا چه فتوا خواهند فرمود.
در زمان مسافرت پدر و مادرم در مشهد متولد شدم؛ تا حدود ١٥ سالگى، در فيضآباد تربت حيدريه بزرگ شدم؛ سپس خانوادهام به مشهد آمد؛ من نيز براى ادامه تحصيل به مشهد آمدم ولى گمان نمىكنم بيش از ٦ ماه دائم در مشهد مانده باشم. از سال ٥٥ به بعد براى تحصيل به دانشكده سارى آمدم. منزلى هم در سارى خريده و كارى دولتى دارم؛ دانشكدهام ١٠ كيلومتر و محل كارم ١٢ كيلومتر، در دو جهت، از منزلم فاصله دارند. در اينجا هم بيش از ٦ ماه اقامت دائم نداشتهام و مسافرت رفتهام.
با توجه به اينكه در نظر دارم موقع بازنشستگى به فيضآباد برگردم و اينكه پس از اخذ ليسانس، محل كارم معلوم نيست سارى باشد يا شهر ديگرى؛ تقاضا دارد مشخص فرمايند:
١. وضع عبادات من در شهرستان سارى چگونه است؟
بسمه تعالى، حكم مسافر دارند و بدون قصد اقامت، نماز و روزه قصر است.
٢. وضع عباداتم در مدت مسافرت به فيض آباد چگونه است؟
بسمه تعالى، فيض آباد اگر وطن اصلى بوده و از آن اعراض نكرديد، به حكم وطن باقى است.
[سؤال ٢٦٣٦]
٣. وضع عباداتم در مدت مسافرت به مشهد چگونه است؟
بسمه تعالى، در مشهد مقدس حكم مسافر داريد.
٤. چنانچه مسافر شناخته شوم، عبادات قبلى من تا كنون كه كامل انجام مىشود چگونه است؟
بسمه تعالى، نمازهايى كه بر خلاف وظيفه انجام گرفته قضا دارد.
٥. چنانچه مسافر باشم، چه موقع بايستى قضاى آن را بهجاى آورم؟
بسمه تعالى، قضاى واجب را بايد هر وقت تمكن داشت بهجا آورد و قضاى روزه ماه رمضان نبايد تا ماه رمضان سال بعد به تأخير افتد.