مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١٧ - پاسخهای استاد
شرایط خاص شاید با کراهت ذاتی منافات نداشته باشد؛ واللَّه اعلم.
***. پیغمبر اکرم زنان را اجازه میداد که به خاطر حاجتی که دارند بیرون روند و کار خویش را انجام دهند. سوده، دختر زمعه، همسر رسول خدا، زنی بلندبالا بود. یک شب با اجازه رسول خدا از خانه به خاطر کاری بیرون آمد. با اینکه شب بود عمربن الخطّاب سوده را به خاطر بلندبالاییاش شناخت. عمر در این جهت تعصب شدیدی داشت و همواره به پیغمبر توصیه میکرد اجازه ندهد زنانش بیرون روند. عمر با لحن خشنی به سوده گفت: تو خیال کردی که ما تو را نشناختیم؟! خیر شناختیم. پس از این در بیرون آمدن خود دقت بیشتری بکن. سوده از همان جا مراجعت کرد و ماجرا را به عرض رسول خدا رساند درحالی که رسول خدا مشغول شام خوردن بود و استخوانی در دستش بود. طولی نکشید که حالت وحی بر آن حضرت عارض شد. پس از بازگشت به حالت عادی فرمود:
انَّهُ قَدْ اذِنَ لَکنَّ أَنْ تَخْرُجْنَ لِحَوائِجِکنَّ..
اجازه داده شد به شما اگر حاجتی دارید بیرون روید [١] نقل این داستان بسیار زننده است ... درحالی که حدیث از کتب عامه است و پشیزی ارزش ندارد.
پاسخ از قضا نقل این داستان ضروری و لازم است ... داستان معروف رفتن عمر به سر چشمه برای آب برداشتن و ... را حتماً شنیدهاید. همانطور که خواجه نصیرالدین طوسی گفته است بسیاری از افسانهها را مردم فرزانه ساخته و پرداختهاند و منظورهای حکیمانه داشتهاند. این افسانه را نیز هر که پرداخته است در حقیقت «نقد حال ماست این». در جامعهای مانند جامعه ما که معیارها فقط شعارهاست، بر روحها و معناها کاری نیست، و جامعه ما از نظر شعار ...، و برعکس از نظر شعار علوی است و از لحاظ روح و معنی ضدّ علوی. وای به حال کسی که بخواهد مانند علی صراحت و صلابت به خرج دهد و اسلام را بر
[١]. صحیح مسلم ج ٧/ ص ٦ و صحیح بخاری ج ٧/ ص ٤٩ و ج ٨/ ص ٦٦