مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٤ - شکست اشتراکیت جنسی
در صفحه ٧٣ آن کتاب میگوید:
«ما میتوانیم بگوییم همچنانکه مرد تا چهار زن میتواند داشته باشد، زن هم چون بشر است و با مرد برابر، باید بتواند حقوقی را که او دارد دارا شود.
نتیجه این صغری کبرای منطقی برای مردان بسیار وحشتآور میشود.
اینجاست که خون در رگهای آنان به جوش میآید و با چهرهای برافروخته و چشمانی آتشبار فریاد میزنند: چگونه زن میتواند بیش از یک شوهر داشته باشد؟ ما در پاسخ با سردی و آرامی میگوییم: چرا مرد میتواند بیش از یک زن داشته باشد؟.
ما در اینجا نمیخواهیم ترویج فساد اخلاق کنیم، و نمیخواهیم عفت و پاکدامنی زنان را ناچیز و بیهوده بگیریم، ولی میخواهیم به مردان بفهمانیم که در باره زن عقیده آنان چنانکه میپندارند بر پایهای محکم و تزلزل ناپذیر جای ندارد. زن یکی است و مرد یکی. هر دو با هم برابرند.
اگر به مردان از لحاظ اینکه مردند حق داده شده است که تا چهار زن بگیرند، باید زنان هم همین حق را داشته باشند. اگر فرضاً از لحاظ عقل تواناتر از مرد نباشد، باید اذعان کرد که تجلی روح و کیفیات نفسانی در زن ضعیفتر از مرد نیست.».
چنانکه ملاحظه میفرمایید در بیانات فوق هیچ فرقی میان چندزنی و چندشوهری گذاشته نشده است جز اینکه مرد چون زور داشته است به نفع خود چندزنی را معمول داشته است، برخلاف زن که آزادی نداشته از چندشوهری که تنها اصل مخالف بردگی اوست دفاع کند. و نیز در بیانات فوق چنین بیان شده که علت رواج چندزنی و شکست چندشوهری مالکیت مرد و مملوکیت زن بوده است. مرد چون مالک زن بوده است میتوانسته است زنان متعدد یعنی اموال فراوان داشته باشد، اما زن چون مملوک بوده است و مملوک نمیتوانسته است بیش از یک مالک داشته باشد از موهبت چندشوهری محروم مانده است.
اتفاقاً برخلاف نظر خانم نویسنده، پذیرش نیافتن چندشوهری خود دلیل است که مرد به زن به چشم یک مال نگاه نمیکرده است، زیرا شرکت در مال و مالک شدن چند نفر یک مال را و استفاده مشترک از آن یکی از قوانین جاری و ساری بشری در اموال است. اگر مرد به زن به چشم یک مال نگاه میکرد شرکت در آن را جایز میشمرد،