مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢ - مرد بنده شهوت است و زن اسیر محبت
نمیکنیم ولی از نظر اجتماعی لازم میدانم در این باره بحث کنم. بعلاوه، نظر شخصی خودم این است که قانون مدنی از این جهت راه صوابی رفته است.
مرد بنده شهوت است و زن اسیر محبت
فلسفه اینکه دوشیزگان لازم است- یا لااقل خوب است- بدون موافقت پدران با مردی ازدواج نکنند، ناشی از این نیست که دختر قاصر شناخته شده و از لحاظ رشد اجتماعی کمتر از مرد به حساب آمده است. اگر به این جهت بود، چه فرقی است میان بیوه و دوشیزه که بیوه شانزده ساله نیازی به موافقت پدر ندارد و دوشیزه هجده ساله طبق این قول نیاز دارد. بعلاوه، اگر دختر از نظر اسلام در اداره کار خودش قاصر است، چرا اسلام به دختر بالغ رشید استقلال اقتصادی داده است و معاملات چندصدمیلیونی او را صحیح و مستغنی از موافقت پدر یا برادر یا شوهر میداند؟ این مطلب فلسفه دیگری دارد که گذشته از جنبه ادله فقهی، از این فلسفه نمیتوان چشم پوشید و به نویسندگان قانون مدنی باید آفرین گفت.
این مطلب به قصور و عدم رشد عقلی و فکری زن مربوط نیست، به گوشهای از روانشناسی زن و مرد مربوط است، مربوط است به حس شکارچیگری مرد از یک طرف و به خوش باوری زن نسبت به وفا و صداقت مرد از طرف دیگر.
مرد بنده شهوت است و زن اسیر محبت. آنچه مرد را میلغزاند و از پا درمیآورد شهوت است، و زن به اعتراف روانشناسان صبر و استقامتش در مقابل شهوت از مرد بیشتر است. اما آن چیزی که زن را از پا در میآورد و اسیر میکند این است که نغمه محبت و صفا و وفا و عشق از دهان مردی بشنود. خوش باوری زن در همین جاست.
زن مادامی که دوشیزه است و هنوز صابون مردان به جامهاش نخورده است، زمزمههای محبت مردان را به سهولت باور میکند.
نمیدانم نظریات پروفسور ریک روانشناس امریکایی را تحت عنوان «دنیا برای مرد و زن یک جور نیست» در شماره ٩٠ مجله زن روز خواندید یا نخواندید. او میگوید:
«بهترین جملهای که یک مرد میتواند به زنی بگوید، اصطلاح «عزیزم تو را دوست دارم» است.»