ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٥٤ - كسائى- على بن حمزة بن عبد اللّه بن فيروز
نيست بلكه خادم كسائى مزيّت بهمه خدّام دارد زيرا كه خادم او عبارت از امين و مأمون است پس قضيه را بيان كرد. آه. كسائى در شعر بىبهره بوده و فلان اجهل بالشعر من الكسائى از امثال دايره ميباشد. مناظره كسائى با سيبويه در مسئله زنبوريّه و غيره و مظلوميّت سيبويه در آن قضيه مشهور و در مغنى ابن هشام و بعض موارد ديگر مذكور و در ضمن شرح حال سيبويه عمرو بن عثمان نيز اشاره نموديم و در اينجا محض فائده علمى ادبى بعضى از قضاياى ديگر كسائى را ثبت اوراق مينمايد:
روزى كسائى در محضر هرون از ابو يوسف قاضى (كه شرح حالش در باب كنى خواهد آمد) سؤال نمود كه غلام تو مقتول شده و كسى بگويد انا قاتل غلامك (با تنوين لام) و ديگرى بگويد: انا قاتل غلامك (بىتنوين لام و با اضافه بسوى غلام) آيا كداميك از اين دو كس را قاتل و جانى ميدانى؟ قاضى گفت هردو را زيرا كه جمله مذكوره در هردو حالت اقرار بقتل است پس در دم هرون تخطئه كرد و گفت جمله مذكوره در حالت دويّمى (كه با اضافه باشد) اقرار بقتل است زيرا كه اسم فاعل در حالت اضافه بمعنى ماضى است بخلاف حالت اوّلى كه بىاضافه است زيرا كه اسم فاعل در اين حال محتمل الحال و الاستقبال بوده و قائل آن اقراركننده محسوب نميشود. نيز روزى كسائى در مجلس خليفه بمحمد بن حسن فقيه شيبانى كه بدو تقدّم كرده و تصدّر مينموده گفت بهتر آن است كه با همديگر مباحثه علميّه كنيم هركه تفوق يابد تقدّم و تصدّر حق او باشد چنانچه شما از من مسئله فقهيّه بپرسى و من با قواعد نحويّه تطبيقش كرده و جواب گويم و بالعكس من هم از شما مسئله نحويّه بپرسم شما با قواعد فقهيّه موازنه كرده و جواب بگوييد. محمد نيز موافقت كرد و از كسائى پرسيد كه سهو در سجده سهو موجب سجده سهو ديگر ميباشد يا نه؟ كسائى فورا گفت نميشود زيرا كه از قواعد مقرّره نحويّه است:
المصغّر لا يصغّر. بعد از آن كسائى نيز نظير همان مسئله اقرار راجع بقتل غلام را سؤال كرده و گفت اگر كسى نزد شما بگويد انا سارق ثوب فلان (بضمّ قاف با اضافه) و ديگرى نيز همان جمله را با تنوين قاف و بىاضافه بگويد در اين صورت وظيفه دينى