ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٥ - كاتبى ترشيزى- محمد بن عبد اللّه
صغار و كبار و داراى اخلاق حميده بود. در جوانى بنيشابور رفت و مريد سيّد نسيمى شيرازى آتى الذكر شد، اصول خط و كتابت را از وى فراگرفت و از كثرت شهرتى كه در شعر و حسن خط بدست آورد محسود آن پير و استاد خود گرديد، بناچار بهرات و شيروان و تركمان على التعاقب رفته و بايسنقر ميرزا و ابراهيم شاه شيروانى و اسكندر بن قرهيوسف تركمانى را مدايحى گفت و فقط صله و انعام بسيارى از ابراهيم شاه بدو عايد شد.
اخيرا در نتيجه قدرندانى اكابر ديگر باصفهان رفت و در حوزه ارشاد خواجه ضياء الدين داخل و طريق عزلت و انزوا پيش گرفت پس باسترآباد رفت و در سال هشتصد و سى و هشتم يا نهّم يا چهل و چهارم يا هشتاد و نهم و يا در حدود پنجاهم هجرت در وباى عمومى درگذشت.
علاوه بر اختلاف تذكرهها كه در تاريخ وفات او دارند در كشف الظّنون هم مختلف و در بعض مواضع تاريخ دوّيمى و بعض ديگر سيّمى و در جائى هم تاريخ آخرى را نوشته است بارى كاتبى درباره وباى استرآباد گويد:
ز آتش قهر وبا گرديد ويران ناگهان |
استرآبادى كه خاكش بود خوشبوتر ز مشك |
|
اندر او از پير و برنا هيچكس باقى نماند |
آتش اندر بيشه چون افتد نه تر ماند نه خشك |
|