ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٧٦ - مقلاص- لقب ابو جعفر منصور دوانقى
بغداد نوشته است كه خود مصنّف در غير اين روايت او را مقلاص ناميده و در تاريخ طبرى نيز همينطور است.
موافق آنچه ابن شهرآشوب در مناقب نگاشته حضرت امير المؤمنين ع در خطبه لؤلؤيّه از بناى شهر بغداد و ظهور خلفاى بنى عباس خبر داده و فرمود كه اوّلين ايشان سفاح و مقلاص است و از مراتب مذكور مكشوف گرديد كه مراد آن حضرت از مقلاص همين ابو جعفر منصور ميباشد و اين خطبه آنحضرت علاوه بر كتاب مناقب در جلد نهم بحار از كتاب كفاية الاثر نيز نقل شده است. از كتاب فخرى نام ابن الطقطقى آتى الترجمة نيز نقل شده كه در شرح بناى بغداد گويد از عجائب اتفاقات آنكه يكى از راهبان دير روم از كسان منصور پرسيد كسى كه ميخواهد در اينجا شهرى بنا نمايد كيست گفت منصور خليفه امير المؤمنين، از نامش پرسيد گفت عبد اللّه، پرسيد كه نام ديگرى هم دارد يا نه گفت نه و فقط كنيهاش ابو جعفر و لقبش منصور است راهب گفت منصور را بگوئيد كه زحمت بيجا نكشد كه ما در كتابهاى خود خواندهايم مردى مقلاص نام كه صاحب شأنى عالى ميباشد در اينجا شهرى بنا خواهد نهاد و ديگران متمكّن اين امر نميباشند همينكه اين خبر مسموع منصور گرديد از مركب پياده شد، سجده شكر طولانى كرده و قسم ياد نمود كه نام غالبىاش در بدايت امر مقلاص بوده و اخيرا موقوف و متروك شده است و در شرح اين نامش گفت كه در ايّام طفوليّت ما دزدى بنام بود مقلاص نام كه ضرب المثل بود، روزى هم مكنبان من مهمانم بودند و من مصروفات پذيرائى ايشان را نداشتم از اينرو مقدارى پشم ريسيده پيرزنى را كه مربّى من بوده دزديده و صرف ضروريّات آن مهمانى نمودم، آن پيرزن بعد از اطّلاع از قضيه مرا بجهت شبيه بهمان دزد مشهور مذكور بودن مقلاص گفت و از آن ببعد لقب مشهورى من گرديد تا متدرجا متروك گرديد و بعد از اين جمله گفت الآن يقين كردم كه ببناى اين شهر موفق خواهم شد.
(ص ٤٢٩ ج ١ مناقب و ٦٦ ج ١ تاريخ بغداد)