ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٦٨ - مقدس اردبيلى- احمد بن محمد
ننمود و بحسب خواهش يك نفر از مقصرين كه از ترس شاه عباس اوّل بحرم مطهر حضرت امير المؤمنين ع ملتجى و پناهنده بوده نامهاى بدين روش بنگاشت: بانى ملك عاريت عبّاس بداند اگرچه اين مرد اوّل ظالم بود اكنون مظلوم مينمايد چنانچه از تقصير او بگذرى شايد كه حقّ سبحانه و تعالى از پارهاى از تقصيرات تو بگذرد. كتبه بنده شاه ولايت احمد اردبيلى.
جواب شاه: بعرض ميرساند عباس خدماتى كه فرموده بوديد بجان منّت داشته بتقديم رسانيد اميد كه اين محبّ را از دعاى خير فراموش نكنند. كتبه كلب آستانه على- عباس.
مقدّس از كثرت ورع و تقوى در سفر زيارت كربلا كه از نجف مشرّف ميشده بنماز قصر اكتفا نكرده و احتياطا جمع ما بين قصر و تمام ميكرد و در وجه آن مىفرمود كه طلب علم واجب است و زيارت حضرت امام حسين ع مستحبّ، از اينرو مىترسم كه بجهت عمل استحبابى ترك واجب كرده و سفرم سفر معصيت باشد با وجود اينكه در سفر نيز از مطالعه و تفكّر در حلّ اشكالات علميّه فارغ نبودى.
از كرامات مقدس موافق آنچه از سيد جزائرى نقل شده آنكه در گرانسالى تمامى طعامهاى خود را با فقرا قسمت ميكرد و براى خودش نيز مثل سهم يك فقير برميداشت تا وقتى زوجهاش برآشفت كه در مثل چنين سال اولاد خود را بىآذوقه مىگذارى كه در نتيجه، محتاج بسئوال مردم باشند، مقدّس چيزى نفرمود و بقرار عادت معمولى بمسجد كوفه براى اعتكاف رفت. روز دويم آن، مردى آرد و گندم خوبى بخانهاش آورده و گفت صاحب خانه اين را فرستاده و خودش هم در مسجد كوفه معتكف است، پس از آنكه مقدّس كه اصلا بىاطّلاع بوده بخانه آمده و از قضيه مستحضر گرديد دانست كه از جانب خدا است و بلوازم حمد و شكر الهى قيام نمود. نيز از مقامات سيد جزائرى نقل است كه هرگاه مسئلهاى بمقدّس مشتبه ميشد شبها خود را بضريح مقدّس رسانيده و جواب ميشنيد و گاهى بوده كه حضرت امير المؤمنين ع نيز هنگامى كه حضرت صاحب الامر ع در مسجد كوفه تشريف مىداشته بدانجا حواله مىكرده كه اشكالات خود را از آن بقية اللّه حل نمايد