ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٤١ - معز لدين اللّه- معد بن اسمعيل بن منصور بن محمد بن عبيد اللّه
نسخه را نيز بكسى ندادهام (اشاره باينكه تو اسم مفتاح الفلاح را از كجا دانستهاى) معزّ الدين رؤياى مذكور خود را بيان نمود، شيخ بسيار گريه كرد و نسخه اصل مفتاح الفلاح را بمعزّ الدين داد و اوّلين نسخهاى كه از روى خط خود شيخ استنساخ شده همين نسخه معزّ الدين است. نگارنده گويد: اين قضيه با در نظر گرفتن زمان صدارت معز الدين كه پيش از ولادت شيخ بهائى بوده قدرى محتاج بتأمل است.
(ص ٢٤٣ هب و اطلاعات متفرقه)
معز الدين- سيد مهدى
- قزوينى بعنوان قزوينى سيد مهدى مذكور شده است.
معز لدين اللّه- معد بن اسمعيل بن منصور بن محمد بن عبيد اللّه
- عبيدى فاطمى، مكنّى به ابو تميم، ملقّب به معز لدين اللّه، چهارمين خليفه فاطميّون مصر ميباشد (بالاجمال تحت عنوان فاطميون اشاره نموديم) كه در اواخر سال سيصد و چهل و يكم هجرت بعد از وفات پدرش (كه شرح حالش ضمن عنوان قائم محمد نگارش يافته) بخلافت رسيد، خلافت او مسلّم خاصّه و بسيارى از عامّه گرديد، بجهت استحكام اساس خلافت ببلاد افريقا رفته و غلام خود جوهر بن عبد اللّه معروف به كاتب رومى را باسكات فتنه متمرّدين آن نواحى برگماشت، جوهر نيز با كمال موفقيّت همه ايشانرا تحت تمكين درآورد، هريك از صاحب فاس و صاحب سجلماسه را در قفسى آهنين كرده و در همه آن نواحى وظائف دعوت را انجام داد تا بعد از موت كافور اخشيدى صاحب ديار مصر بتسخير آن نواحى مأمور شد و در سال سيصد و پنجاه و هشتم هجرى تمامى آنها را مسخر كرد و مژده فتح را بمولاى خود معز لدين اللّه نگاشته و خطبه بنى عباس و سكّه عباسى را موقوف داشت، لباس سياه را كه متداول و لباس رسمى ايشان بوده قدغن كرد، در مقابل بنام معز خطبه خوانده و سكّه زده و خطيبان را لباس سفيد پوشانيد و خطبه را بنام نامى چهارده معصوم مزيّن نمود و غير اينها از ديگر اقدامات اساسى او كه در محل خود نگارش يافته است. معز لدين اللّه در ماه ربيع الثانى سيصد و شصت و پنجم هجرت در چهل و شش سالگى در قاهره وفات يافت و پسرش نزار بن معد كه شرح