ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٢٧ - محتشم كاشانى
حسين مرثيه نميگوئى عرض كرد كه يا امير المؤمنين مصيبت حضرت حسين ع خارج از حدّ و حصر است و بهمين جهت آغاز سخن را پيدا نميكنم و متحيّر هستم كه از چه مصيبت شروع كنم و از كدام در وارد مقصد شوم فرمودند بگو: باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است. محتشم بيدار شد در حالىكه مصراع دوّيمى آن را ميگفته است:
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است اين دو مصراع مطلع دوازدهبند وى شد و مشغول انجام اين خدمت دينى بوده تا آنجا كه گفت: هست از ملال گرچه براى ذات ذو الجلال، در مصراع دوّيمى همين مصراع باز مبهوت و متحيّر بود كه هرچه بگويد شايسته مقام ذو الجلالى نخواهد بود تا در خواب از طرف حضرت ولىّ عصر عجّل اللّه فرجه مأمور بگفتن اين مصراع گرديد: او در دل است و هيچ دلى نيست بىملال پس بيدار شده و اين مصراع آن حضرت را بمصراع مذكور خود ملحق كرده و آن بند را بانجام رسانيد. بعضى از مزاياى اين قضيه را هم بفكر سليم خود ارباب رجوع موكول ميداريم. ديوان محتشم چاپ شده و اشعار او مشهور است خصوصا دوازدهبند او در السنه داير و ديگر مشهورتر ميباشد و در اينجا محض تيمّن فقط اين دو شعر را نيز كه از ابيات دوازدهبند مذكور است ثبت اوراق مينمايد:
از آب هم مضايقه كردند كوفيان |
خوش داشتند حرمت مهمان كربلا |
|
زان تشنگان هنوز بعيّوق ميرسد |
فرياد العطش ز بيابان كربلا |
|