ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٠٧ - مجنون- بهلول بن عمرو
به تجنّن شد و بدان وسيله مستخلص گرديد. در روضات بعد از اين جمله گويد الّا اينكه جنون جابر ادوارى و بجهت قلّت تقيّه در زمان امام باقر و امام صادق ع مخصوص بهمان اوقات بوده بخلاف جنون بهلول كه بجهت كثرت و شدت تقيّه در زمان او اطباقى و در تمامى عمر خود بحالت جنون بوده است.
موافق آنچه مشهور است و از غرائب الاخبار سيد نعمت اللّه جزائرى نيز نقل شده تجنّن بهلول محض بجهت فرار از تحمّل بار گران قضاوت بوده است و بس چنانچه هرون بجهت تكليف قضاوت امر باحضارش داده و خواستار اعانت در عمل خلافت گرديد بهلول كيفيّت اعانت را سؤال نمود گفت با عمل قضاوت، بهلول گفت كه من شايسته و سزاوار قضاوت نميباشم هرون گفت تمامى اهل بغداد بصلاحيت و شايستگى تو متّفق هستند بهلول گفت سبحان اللّه من نسبت بنفس خود اعرف از ديگران هستم وانگهى اگر من در اين حرف خودم كه لايق قضاوت نيستم صادق هستم فبها و اگر كاذب باشم البته شخص كاذب شايسته امر خطير قضاوت نميباشد. با اينهمه باز باصرارشان ميافزودند تا آنجا كه اگر قبول نكند از آن مجلس مستخلص نخواهد شد، آن شب را استمهال نمود كه در اطراف قضيه فكرى كرده باشد پس شب بخانه رفته و طرف صبح خود را بديوانگى زد، به نى سوار شده و ببازار رفت و مردمرا از لگد زدن آن اسب خود ترسانيده و خبردار مىكرد.
قضيه را بهرون خبر دادند گفت ديوانه نشده بلكه ببهانه اظهار ديوانگى ترك ما كرده است.
مباحثات و مناظرات و ملح نوادر بهلول كه اشاره شد بسيار و در كتب تراجم و سير مشروحا مذكور و حاوى منافع دينيّه اصوليّه يا فروعيّه يا اخلاقيّه و يا لااقل وسيله انبساط خاطر و نوعا حاكى از كثرت عقل و هوش و فراست و علوّ مقامات عرفانى او ميباشند. از مجالس المؤمنين نقل شده كه شخصى از معاصرين او سه مسئله معذّب بودن شيطان در نيران و فاعل مختار بودن بندگان در افعال خودشان و عدم امكان رؤيت خداوند عالميان را كه از حضرت صادق عليه السلام شنيده بوده انكار داشته (بخيال واهى اينكه شيطان از آتش خلق شده و آتش بآتش ضررى نمىرساند كه همجنس او است،