ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٨٩ - مجرم- مرتضى قلى بيگ
و عرفاى قرن سيزدهم هجرت، از طايفه قراگوزلو از طوايف قزلباش، از تلامذه ملا مهدى نراقى و ميرزاى قمى بوده و اجازه اجتهاد داشت. در همان اوقات تحصيل فقه و اصول و علوم دينيّه، باوراد و اذكار و نوافل ليليّه و نهاريّه مواظبت ميكرد، در مطالعه كتب ابن طاووس، خواجه نصير، ابن فهد، ابن ميثم، شيخ بهائى، ميرداماد، ميرفندرسكى، مجلسى اوّل، فيض كاشانى و جمعى ديگر از اكابر و محقّقين علما كه روح عرفانى داشتهاند اهتمام تمام بكار برده و قدم بدايره سير و سلوك گذاشت، در تهذيب اخلاق و رياضات شرعيّه كوشيده و بعبادت و انزوا ميگذرانيد، ديگر باجازه اجتهاد و مراتب ساميه كه در علوم رسميّه متداوله داشته نميپرداخت. حكايات عجيبى از وى منقول است و فضلاى وقت سلمان عصرش ميگفتند و علاوه بر مراتب علميّه طبع شعر هم داشته و از او است:
من نگويم خدمت زاهد گزين يا مىفروش |
هركه حالت خوش كند، در خدمتش چالاك باش |
|
در عشق موى دوست بمانند مو شدم |
وز ياد او چنان شدم آخر كه او شدم |
|
ز خاموشى بريدم من زبان هرزهگويان را |
دو لب برهم نهادم كار شمشير دودم كردم |
|