ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٣٣ - لطفى- توقادى،
گويند بواسطه اخلاصى كه نسبت بحضرات ائمّه اطهار ع داشته تاج دوازده ترك شاهى را از سر نمينهاد تا آنكه سلطان خان قانونى عثمانى (٩٢٦- ٩٧٤ ه ق- ظكو- ظعد) در سال نهصد و چهلم يا چهل و يكم هجرت عزيمت تسخير تبريز داد اتفاقا در آن موقع لسانى در مسجد جامع تبريز مشغول تعقيب نماز بود، چون خبر نزديكى سلطان را شنيد دست از تعقيب كشيده و دعا نمود كه خدايا من تاب برداشتن اين تاج را ندارم مرا بدرگاه رحمت خود واصل گردان پس سر بسجده نهاد و جان بمالك جانان سپرد و در مقبره سرخاب تبريز مدفون گرديد. از نام اصلى او ذكرى نشده و در مدارك موجوده نزد اين نگارنده بهمين تخلّص لسانى معرّفى شده است.
(ص ١٠٤ ج ٣ نى و ٢٥٧ لس و ٣١٢ سفينه و ٣٩٩٠ ج ٥ س)
لص- ابو العباس احمد بن على
- در ضمن شرح حال مالقى احمد بن حسن بن سيد خواهد آمد.
لطفى- توقادى،
اصلا سارى لطيف شهرتا، بنوشته احمد رفعت از علماى عثمانى ميباشد كه در رياضيّات و علوم غريبه يدى طولى داشت، در دربار سلطان بايزيد خان ثانى هشتمين سلطان عثمانى (٨٨٦- ٩١٨ ه ق- ضفو- ظيح) تقرّب يافت، بهمين جهت مورد حسد رقبا گرديد، بكفر و زندقه او اقامه شهود نموده و در نهصد تمام هجرت در ميدان اسبدوانى بقتلش آوردند و از تأليفات و آثار قلمى او است:
١- حاشيه شرح مطالع (چنانچه احمد رفعت گفته) يا حاشيه حاشيه سيد شريف بر شرح مطالع (چنانچه در كشف الظنون نوشته) و گويد اين حاشيه لطفى، حاوى تحقيقاتى است كه در كتب پيشينيان نبوده و قدر فضيلت مصنفش بعد از مطالعه معلوم ميشود ٢- حاشيه شرح مفتاح سيد شريف ٣- ديوان شعر چنانچه ذيلا مذكور است ٤- كتابى در اقسام علوم متنوعه.
در طرائق الحقائق گويد: مولانا لطفى از سخنوران روزگار، در نظم اشعار فارسى و تركى با اقتدار، نخست بتحصيل علوم پرداخت، عاقبت روى بسير و سلوك آورده و در آن روش تا آخر عمر ثابتقدم بود و در اواخر عمر اين مطلع را نظم كرده:
گر كار دل عاشق، با كافر چين افتد |
به زانكه ببدخوئى بىمهر چنين افتد |
|