بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٥٥ - الف ) مشروعيت حاكم
«مَثلُ الإمام مَثلُ الكعبة إذ تُؤتى ولا يَأتي[١] ; امام ( در ميان مردم ) همانند كعبه است كه مردم به سوى او مى روند نه او به سوى مردم .»
همين تعبير مشخصاً در مورد حضرت على(عليه السلام) آمده است.رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به حضرت على(عليه السلام) فرموده اند :
«أنت بمنزلة الكعبة تُؤتى ولا تَأتي ، فإن أَتاكَ هؤلاء القوم فسلّموها إليك ـ يعني الخلافة ـ فاقبل منهم ، وإن لم يأتوك فلا تأتِهم حتّى يأتوك[٢] ; تو همانند كعبه اى كه به سوى او مى روند نه اين كه او برود ، پس اگر اين مردم به سوى تو آمدند و حكومت را به تو سپردند ، بپذير و اگر چنين نكردند ، صبر كن تا آنان به سوى تو آيند .»
اين احاديث، بيان گر آزادى مردم در انتخاب و پذيرش امام معصوم(عليه السلام) است ، هر چند اين انتخاب و پذيرش بر مردم واجب است ، همان گونه كه انجام حج بر مكلفين واجب است. پس اگر مردم قدرت را به دست امام ندادند ، او خود را به زور بر مردم تحميل نمى كند . اين منطق انديشه ى دينى در باب حاكميت و شيوه ى تحقق آن است . امام رضا (عليه السلام)نيز اين حقيقت را اين گونه بيان فرموده اند :
«إنّ لنا عليكم حقاً برسول الله ولكم علينا حقّاً به فاذا أنتم أدّيتم إلينا ذلك ، وجب علينا الحق لكم [٣] ; ما به خاطر رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) حقى برگردن شما داريم و شما نيز حقى بر گردن ما داريد . هرگاه شما حق ما را داديد ، ما نيز به وظيفه خود عمل خواهيم كرد .»
[١]ـ الخزّاز القمى، على بن محمد، كفاية الأثر، بيدار، ص ١٩٩ .
در همين باره «محمود بن لبيد» در مذاكراتى كه با حضرت فاطمه (عليها السلام) پيرامون مسأله ى امامت دارد ، از ايشان مى پرسد : چرا على (عليه السلام)از حق خود دست كشيد ؟ حضرت فاطمه (عليها السلام) در پاسخ وى به همين حديث پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) اشاره مى كنند (الخزّاز القمى، على بن محمد، كفاية الأثر ، ص ١٩٨).
[٢]ـ ابن أثير الجزرى، على بن محمد، اُسد الغابة، دار الكتب العلمية، ج ٤ ، ص ١٠٦ ، ح ٣٧٨٩ و الطبرى، محمد بن جرير، المسترشد فى إمامة أمير المؤمنين على بن ابى طالب(عليه السلام) ، مؤسسة الثقافة الاسلامية، تهران، ص ٣٨٧ ، ح ١٣٠ .
[٣]ـ المفيد، [الشيخ]محمد بن النعمان، الإرشادفى معرفة حجج الله على العباد، آل البيت(عليهم السلام)،قم، ص٣١١.