بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٥٤ - الف ) مشروعيت حاكم
خداى متعال به بشر امكان انتخاب داده است و اين امكان تكوينى را در تنظيم آفرينش نيز قرار داده است كه آن چه را مردم انتخاب كردند ـ و لو مخالف خواست تشريعى او باشد ـ در عمل ، امكان تحقق و وقوع پيدا كند. لذا از اين جهت ، اختيار و اراده داشتن مردم از يك سو ، و امكان تحقق و عملى شدن خواست مردم در خارج از سوى ديگر ، مطابق اراده و خواست خداى حكيم است. يعنى خدا اراده كرده است كه چنين باشد و اگر او اراده نمى كرد چنين چيزى اتفاق نمى افتاد ، اما اين اراده، تكوينى است . هر دو امكانى كه به آن اشاره شد ( يعنى امكان انتخاب بشر و امكان تحقق انتخاب او در خارج ) ، مربوط به عالم تكوين و تنظيم نظام آفرينش است و اين با آن چه در عالم تشريع وجود دارد تفاوت دارد. يعنى اراده ى تشريعى خدا با اراده ى تكوينى او متفاوت است. او امكان انتخاب و امكان تحقق در خارج را قرار داده است ولى اين به اين معنى نيست كه هر چه را بشر انتخاب كرد و هر چه كه در عالم اتفاق افتاد ، مورد تأييد تشريعى خدا نيز مى باشد . بنابراين بشر آزادى انتخاب و حق تعيين سرنوشت دارد ولى در برابر انتخاب خود ، در پيشگاه خدا مسؤول نيز هست .
الگوى مشروعيت كسب قدرت يا حاكميت يافتن ، بر اساس اصل «آزادى انتخاب» و «حق تعيين سرنوشت» استوار است. در اين بحث سؤال اين است: آيا مردم اين حاكميت يا اين فرد را پذيرفتند ، يا نه ؟ بنابراين ملاك مشروعيت كسب قدرت ، به «پذيرش آزادانه ى مردم» است . نكته ى مهم اين جا است كه هر چند مردم موظفند حاكم مشروع را برگزينند ، اما اين هرگز مجوزى براى تحميل حاكم مشروع به مردم نيست و لذا اجبار كردن مردم به پذيرش حاكم مشروع ، مشروعيت ندارد . پس مشروعيت كسب قدرت ، به «انتخاب آزادانه ى مردم» است . به همين جهت ، حكومت اسلامى كه به منظور فراهم سازى زمينه هاى هدايت و تكامل مردم تشكيل مى شود ، با الزام و اجبار خود را بر مردم تحميل نمى كند . پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) در اين باره فرموده اند :