بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٣٤ - الف ) اصلاح ساختارى با وحدت مديريت
در يكى از كتاب هاى هندوها به نام «ديده» درباره ى وحدت حاكميت در آخرالزمان، آمده است:
«پس از خرابى دنيا پادشاهى در آخر زمان پيدا شود كه پيشواى خلائق باشد و نام او «منصور» باشد و تمام عالم را بگيرد و به آئين خود آورد .»[١]
يكى ديگر از كتاب هاى هندوها به نام «وشن جوك» سرانجام تمام جهان را به حاكميت يك نفر منتهى مى داند:
«سرانجام دنيا به كسى برگردد كه خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او باشد .»[٢]
دركتاب«باسك» يكىديگر ازكتابهاى هندوها،از فراگيرى حكومت منجى بشر،با عنوان حكومت بر فرشتگان، پريان وآدميان ياد مى شود:
«دور دنيا تمام شود به پادشاه عادلى در آخر زمان، كه پيشواى فرشتگان و پريان و آدميان باشد و راستى حق با او باشد .»[٣]
در كتاب «دداتك» از كتاب هاى مقدس برهماييان درباره ى وحدت جهان در آينده آمده است :
«... دست حق برآيد و جانشين آخر «ممتاطا» ظهور كند و مشرق و مغرب عالم را بگيرد همه جا .»[٤]
مرحوم طبرسى نيز در مطلبى تحت عنوان «فرا گرفتن سلطنت آن حضرت تمام روى زمين را» مى نويسد :
[١]ـ مكارم شيرازى، [آيت الله] ناصر، حكومت جهانى مهدى(عليه السلام)، مدرسة الامام على بن أبى طالب (عليه السلام)، قم، ص ٥٤ .
[٢]ـ همان .
[٣]ـ پيشين .
[٤]ـ پيشين .