بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٢٨٩ -           الف ـ ١ ـ مدينه ى فاضله
در يك بدن سالم اعضاى تام يك سطح و اندازه نيستند، بلكه اختلاف هاى طبيعى بين آن ها حكم فرماست. بعضى جنبه ى هدايت ديگر اعضا را به عهده دارند عده اى هم هدايت مى كنند و هدايت مىشوند و بعضىديگر فقط تحت هدايت ديگر اعضا به انجام وظيفه مى پردازند. آرمان شهرفارابىنيزاينگونه است:با وجود آنكه همه ى مردم از آسايش و رفاه برخوردارند، اما دريك سطح جاى نگرفته اند. نظام بى تبعيض است، اما بى تفاوت نيست.ظلم نيست.عدل هست،اما نه عدل به معناى تساوى، يكسانى و در يك رتبه جاى گرفتن; بلكه عده اى بر آرمان شهر رياست مى كنند و شخصى رياست كل را به عهده دارد و به قول فارابى رييس اول است و عده اى فقط خدمت كردن ديگران را به عهده دارند.
در بدن تام الاعضا عضوى كه هدايت ديگر اعضا را بعهده دارد با قهروغلبه اوامرش را اجرا نمىكند، بلكه رهبرى هدايت مىكند وديگران مى پذيرند.در نظام آرمان شهر نيز اينگونه است. رابطه ها بر پايه ى محبت و عشق استوار است نه بر اساس قهر و غلبه.[١] قوه ى قهريه، غلبه، زور و شمشير در آرمان شهر فارابى جايى ندارد. همه ى اين ها از آن مدينه هاى مضاد با فاضله آن هم از نوع «تغلبيه» است. اگر مردم حاكميت رييس اول را مى پذيرند به خاطر تسليم و خضوع غيرعقلانى نيست آن چنان كه به خاطر قهر و غلبه نيز نمى باشد، بلكه هدف و غايت بالذات همه در جهت كسب سعادت است و راه دست يابى به سعادت پذيرفتن حاكميت رييس اول و جانشينان اوست. وقتى رابطه اين گونه باشد فيض از رييس اول تا به آخرين مرحله ريزش خواهد كرد و همه به فراخور استعدادها از آن نصيبى خواهند برد.
فارابى آرمان شهر خويش را با عالم هستى نيز قياس كرده و آورده است كه نظام آرمان شهر مثل نظام موجودات طبيعى مى ماند.[٢] اين تشبيه از چند جهت حايز اهميت است:
اول : در نظام تكوينى عالم هستى، سلسله مراتب در سير نزولى وجود از اكمل به انقص خاتمه مى يابد. كامل ترين موجودات كه سبب اول باشد نخستين حلقه و مركز دايره ى عالم هستى را تشكيل مى دهد و بر اساس قاعده ى فيض، ديگر موجودات از علم و اراده او نشأت مى گيرند و اصلاً علت تكوّن عالم هستى اوست. با وجود او همه وجود مى يابند و در حلقه هاى بعد موجودات ناقص تر و ناقص تر جاى مى گيرند. تا جايى كه در مرز عدم به ماده اولى خاتمه يابد. در نظام آرمان شهر فارابى نيز همين گونه است. در مركز دايره و اولين حلقه، رييس اول جاى گرفته و در حلقه ها و دايره هاى بعد ديگر اعضاى آرمان شهر تا در نهايت به آخرين حلقه مى رسد كه جايگاه كسانى است كه فقط خادمند و مخدوم كسى نيستند.[٣]
دوم : نظام عالم هستى بر اساس عدل استوار است. «بالعدل قامت السموات و الارض» . اگر عدل تكوينى لحظه اى گرفته شود عالم هستى نيست و نابود مى شود. همين مسأله را فارابى نيز آورده است و قايل به عدل تكوينى در نظام موجودات است.[٤] با تشبيه آرمان شهر به نظام تكوينى عالم هستى در مى يابيم كه عدل تكوينى بر آرمان شهر نيز بايد سايه انداخته باشد و در كنار آن عدل تشريعى نيز اجرا گردد.
[١]ـ فارابى، محمد بن طرخان، فصول المدنى، فصل ٥٧، ص ١٤٠.
[٢]ـ فارابى، محمد بن طرخان، السياسة المدينة، ص ص ٩٤ و ٩٥ و فارابى، محمد بن طرخان، آراء اهل المدينة الفاضلة، ص ١١٧.
[٣]ـ همان .
[٤]ـ ناظرزاده كرمانى، فلسفه سياسى فارابى، ص ٣١٢ .