بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٢٦٦ -           ١ ـ ٢ ـ كليات
ببينيد اقتصاد ليبراليستى مى گويد تو به فرد انسان آزادى بده، هر جور دلش مىخواهد بكارد، بسازد، بخورد، مصرف كند، بخرد و بفروشد، اين خود زمينه شكوفايى اقتصاد انسان است. اين حرف به نظر شما چه قدر جالب مىآيد، ظاهر خيلى آراسته اى دارد، ظاهرش خيلى دلپذير است، اما وقتى آن را باز مى كنيم، و از هم مى شكافيم، مى گوييم آقاى ليبرال، آقايى كه روى اقتصادِ آزادِ فردى تكيه مى كنى، چشمهايت را بازتركن،... ببين چطور روند اقتصادسرمايه دارى جهانى،عرصه و ميدان عمل را بر افراد انسان ها و برگروه هاى كوچك انسان ها تنگ مىكنند، به طورى كه يك انسان مى بيند تكان نمى تواند بخورد، راستش را نگاه مىكند چيزى نمى بيند، طرف چپش را نگاه مى كند چيزى نمىبيند، جلوى اش را نگاه مىكند چيزى نمىبيند، پشت سرش را نگاه مى كند چيزى نمىبيند امّا اجمالاً احساس مىكند حركت هم نمىتواند بكند،... اين ناشى از اين است كه وقتى در يك جامعه اى تقسيم امكانات اقتصادى عادلانه نباشد، وقتى در جامعه اى آن ها كه بيشتر دارند دست به دست هم بدهند و يك قشر بسيار مرفه، و بسيار برخوردار از مواهب زندگى به وجود بياورند كه سرشان هم توى لاك همديگر باشد وكارى هم به كار آن توده وسيع پر جمعيتىكه از اين امكانات محروم است نداشته باشند، داد وستدهايشان توى هم باشد، ازدواج- هايشان توى هم باشد ... در آن طرف هم مى بينى مردم ناتوان تهى دست با حداقل امكانات يا حتى زير حداقل امكانات شب و روز بايد كاسه چه كنم جلويشان بگذارند، و اين كاسه چه كنمشان روز به روز پرتر، و روح و قلبشان روز به روز از شادى ها و برخوردارى هاى زندگى خالى تر، و كيسه شان هم روز به روز خالى تر باشد، در يك چنين جامعه اى فردِ محروم، اين بچه متولد شده در يك خانواده محروم، امكان واقعىِ تحرك و شكوفايى و خودانگيختى او چه قدر است مگر؟ بسيار ناچيز، گاهى چيزى نزديك صفر. آزادى كه شخص ليبرال مىگويد خوب است ولى براى خودش، چون چيزى گيرِ طرف مقابل نمى آيد... ما مى بينيم كه آن آزادى فردى كه ليبراليسم روى اش تكيه مىكند يك خط سير دارد به يك سو، جلو مىرود، و در اين سو ما هر چه جلوتر را مى بينيم يك اقليت مرفه برخوردار از بسيارى از آزادىها را مىيابيم، شنگول، شاداب، برخوردار، و داراى امكانات فراوان براى إعمال آزاديشان، و يك اكثريت محروم را مى بينيم رنجور، پژمرده، افسرده، و داراى امكانات بسيار ضعيف براى استفاده از آزادى و إعمال آن.»[٢]
[١]ـ بهشتى، [آيت الله دكتر] سيد محمد حسين، پنج گفتار، قيام، قم، ص ص ٩٤ ـ ٩٩ .
[٢]ـ همان، ص ص ١٠٣ ـ ١٠٥.