بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٢٥٠ - ٤ ـ ١ـ ابعاد شخصيّت امام مهدى (عج)
١ ـ ٣ـ ٤ ـ ١ـ وظايف سفيران و نيز وكالت در دوران غيبت
نقش سفيران در طول دوره ى غيبت صغراى امام مهدى(عج) مهم مى باشد. در طول دوران غيبت، امام دوازدهم از پشت صحنه كارها را به دقت بررسى مى كرده است و پيروانش را توسط چهار نماينده ى برگزيده هدايت مى كرده است. ايشان سفرا خوانده مى شدند. آنان به ترتيب عبارتند از: «عثمان بن سعيد العمرى»، «محمّد»، «حسين بن روح نوبختى» و «على بن محمد سمرى» .
مطالعه ى نقادانه ى تاريخ اين دوره(٢٦٠ ـ ٣٢٩ هـ . ق .)[١] آشكار مىسازدكه نقش سفيران، انجام كارهاى معيّن بودكه بيشتر توسط امامان بر عهده گرفته مىشد، تا ايشان را از فشار سياسى برهاند. همان فشار سياسى كه از زمان مأمون شدت گرفت. به خصوص آن هنگام كه اماميّه به صورت گسترده پذيرفتند كه امام دوازدهم همان عهده دار برانداختن«حكومت هاى جبّاران» است .
از تكاليف سفيران، در پرده نگه داشتن دقيق نام و اقامت گاه امام بود; نه تنها از دشمنان، كه از شيعيان. همزمان سفير ناگزير بود كه وجود امام را براى طرفداران قابل اعتماد تأييد كند. اين گفته را، با روايتى از كلينى مى توان تبيين كرد.
بدين روى سفير اول، دربار خليفه «المعتمد» را بر آن داشت كه بينديشد امام يازدهم بى جانشين رحلت نمود. بنابه روايت كلينى، عباسيان به اين نتيجه رسيدند كه از اهانت و تحقير اماميّه كه در دوران ائمه ى پيشين رنج و شكنجه ديده بودند دست بردارند. وكلاى امام دوازدهم، بى هراس از حكومت، فعاليت هاى خويش را آغاز كردند، چون عباسيان از نبود امام دوازدهم اطمينان داشتند و از اين رو به خود زحمت كنكاش در اقدامات اماميّه را نمى دادند.
فعاليت هاى سفرا با هدف حفظ جامعه ى اسلامى از تفرقه اى ديگر، بر محور تأييد امامت پسر [امام] عسكرى[(عليه السلام)] بود. در راستاى اين هدف، ايشان از آن دسته گفته هاى پيامبر و ائمه كه بيان گر ختم رشته ى امامت با امام دوازدهم بود ـ كه در آن زمان در دوران غيبت به سر مى برد ـ بهره بردارى مى كردند.
چهارسفير،نقش ديگرى را نيز براى امام ايفا مىكردند، و آن دريافت وجمع آورى وجوه شرعى بود كه به امامان پرداخت مى شد.
توقيع منصوب به امام حاكى از اين است كه نه وى بيانيه اى گوياى موضع خويش نسبت به موقعيت سياسى ـ اقتصادى زمان صادر كرد و نه به شيعيانش فرمانى مبنى بر درگير شدن در مبارزه ى سياسى آشكار با دشمنان ـ عباسيان ـ داد. معقول است كه با [آيت الله ]محمد صدر موافق گرديم كه امام با اتخاذ چنين روشى شيعيان را قادر ساخت تا فعاليت هاى خويش را، بدون جلب توجه عباسيان، به واسطه ى انتقاد از حكومت، تعقيب نمايند .
بسيار محتمل است كه امام با پى گيرى اين خط مشى، از وكيلان و مبلّغان مى خواست كه تلاش هاى خويش را بر تقويت گسترده ى شيعيان متمركز سازند تا قدرت سياسى و انديشه ى آن ها را آن قدر اعتلا بخشند كه بتوانند اهدافشان را در عمل محقق سازند. اما درگير شدن وكلا در مبارزه ى سياسى مستقيم و مباشر، در راستاى افزايش دامنه و تكامل مبناى عقيدتى ـ سياسى تشكيلات بود.[٢]
[١]ـ ٨٧٤ ـ ٩٤١ م .
[٢]ـ م . حسين، جاسم، تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم، ص ص ٨٣ ـ ٨٥ .