بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ١٦٩ - ب) انديشه ى حكومت جهانى در ديدگاه متفكرين معاصر
دسترسى داشته باشند، دسترسى اى كه به مراتب آسان تر از ارتباط افراد يك دهكده در اوايل قرن بيستم است! لذا، به طور طبيعى مرزها در نورديده شده، فرهنگ ها يك كاسه گشته و عناصر كليدى ساختار اجتماعى (اقتصاد، سياست، فرهنگ و)... همه به سوى يكسانى مى روند، و اين امر طبيعتاً اقتضاى تشكيل يك حكومت جهانى واحد است. اين حكومت براحتى و با همان انديشه كه در هر كشور محدود حكومت هاى موجود پيدا شده اند، ظاهر مى گردد. يعنى فرهنگ و ساختار اجتماعى آن «دهكده ى جهانى» حكومت خود را معين مى كند. از سوى ديگر، با توجه به سرچشمه ى اين انقلاب، يعنى تحول در عمليات با اطلاعات (انفجار اطلاعات) كه در غرب است، تفكر ليبراليسم بيش از هر فكر ديگر فرصت بسط و عرضه پيدا كرده است. اگر واقع بينانه نگاه كنيم بايد منتظر باشيم كه فرهنگ ها و تفكرهاى مختلف سياسى به نحو طبيعى در داخل فرهنگى غالب حل شوند و آن فرهنگ غالب همان دموكراسى ليبرال است. مردم عادى و عقل عرفى مقدمات اين برهان را خيلى راحت حس مى كند: صد سال پيش مردم يك شهر چگونه به هم دسترسى داشتند؟ سپس تلفن آمد، بعد تلويزيون، و بعد انقلاب عظيم اطلاعاتى كه همه را در يك ثانيه به يكديگر وصل مى كند و در واقع همه را به درياى واحد اطلاعاتى كه همه ى اطلاعات به صورت نهايى به آن سرازير مى شود متصل مى سازد. با اين احساس ذهن معمولى نتيجه ى استدلال را هم مى پذيرد.[١]
نتيجه آن كه، اعتقاد به ايجاد يك حكومت واحد جهانى كه تمامى پهنه ى گيتى را شامل باشد، انديشه اى بوده كه بشر از دير باز به آن توجه داشته است. تقريباً همه ى مكاتب مهمى كه در طول تاريخ بشر پيدا شده اند اعم از الهى و غيرالهى، در انديشه ى برقرارى يك حكومت واحد جهانى بوده اند.
[١]ـ لاريجانى، محمد جواد، كاوشى هاى نظرى در سياست خارجى، ص ص ٢٧٢ و ٢٧١ .