بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ١٦٣ - ب) انديشه ى حكومت جهانى در ديدگاه متفكرين معاصر
وجود دارد، اما بدون يك قدرت برتر جهانى، نه عدالت در سطح دولت ها معنا دارد، نه قانون، نه حق، و ناحق! صحنه ى جهانى درست يك جنگل پر از وحوش و درندگان را مى ماند كه هر كس براى خودكامگى خود تلاش مى نمايد و فقط جايى متوقف مى شود كه با مانع برخورد كند. اين تصوير، اگر چه براى روشن فكران و مردم عادى بسيار نگران كننده است، براى دولتمردان صاحب قدرت، بسيار كارآمد از آب درآمده است. در درجه ى اول اين تفكر توجيهى شده است براى مسلح شدن و مصرف كردن امكانات وسيع در جهت تهيه ى سلاح توسط حكومت ها، و از سوى ديگر تشنگان قدرت، تحت شعار ايجاد صلح، درصدد بسط سلطه خود برآمده اند [چنان كه همانان] مى گويند: براى اولين بار در تاريخ اين فرصت پيش آمده است كه يك حكومت در سطح جهان رهبرى داشته و يك نظام جهانى مستقر شود و اين به معناى صلح در سطح جهان و ريشه كن شدن تجاوز و جنگ هاست![١]
ب) انديشه ى حكومت جهانى در ديدگاه متفكرين معاصر
از نخستين متفكران معاصر كه درباره ى انديشه ى حكومت جهانى با مطرح كردن دولت جهانى مباحثى را مطرح كرد، «امانوئل كانت» است. وى در شهر كوچكى در سرزمين پروس متولد شد. تقريباً تمام عمرش را در زادگاهش به گوشه نشينى و انزوا گذراند. تنها رساله اى كه مستقيماً با عقايد سياسى او ارتباط دارد، رساله اى است با نام «طرح صلح پايدار». به همين جهت بيشتر بحث خود را به حفظ صلح عمومى و دورى جستن از جنگ اختصاص داد. وى در اين رساله از اروپايى كه به موجب قراردادى داير بر منع جنگ و سربازگيرى با هم متحد شوند دفاع مى كرد. او
[١]ـ لاريجانى،محمد جواد، كاوش هاى نظرى درسياست خارجى، انتشارات علمى و فرهنگى، تهران، ١٣٧٤ ش، ص ص ١١٤ ـ ١٠٩ ٢ ـ ١٨٠٤ ـ ١٧٢٤ م .