حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٥٦٩ - (مقصد اول) در بيان گناهان صغيره و كبيره است
ايشان يكى را استدلال بر استحباب آن نيز ميتوان كرد.
و علامه جزم كرده بحرمت انگشتر بازى و استعلام آنكه در دست من جفت است يا طاق و چوگان بازى و تفنگ و كمان گلوله بگرو انداختن و بيك پا ايستادن و يك پا دويدن و مكث در زير آب كردن خواه عوضى در گرو قرار داده باشند يا نه و در كشتى گرفتن و كبوتر بگرو براه دور فرستادن و گرو دويدن اگر عوضى قرار نداده باشند تردد و اشكالى كرده است و نگاه داشتن كبوتر از براى انس جايز است بلكه مستحب است و از براى فرستادن نامهها جايز است و بگرو فرستادن اگر با عوض باشد مشهور حرمت است و اگر بدون عوض باشد خلاف است و جواز خالى از قوتى نيست و احوط تركست و پرانيدن از براى تفرج و سير خلاف است و اكثر مكروه دانستهاند و بعضى حرام ميدانند و اين در صورتى است كه متضمن فعل حرامى نباشد و اگر متضمن دزديدن كبوتر ديگران و اشراف بر خانههاى مسلمانان و شكستن شيشهها و ظروف همسايگان و امثال اينها باشد چنانكه در اين زمانها شايع است حرام خواهد بود و اكثر علماء حرام دانستهاند حيوانات را بگرو بجنگ با يكديگر انداختن خواه عوض قرار كنند و خواه نه و بعضى مطلقا آنها را تحريص بر جنگ يكديگر كردن حرام دانستهاند و علامه گفته است خلافى نيست در آنكه حرام است مدح كردن كسى كه مستحق مذمت باشد و مذمت كردن كسى كه مستحق مدح باشد و همچنين تعريف حسن زن مؤمنه كه شناسند و تعريف حسن پسران ساده و مزلف مطلقا خواه معين و خواه غير معين و خواه شناسند و خواه نشناسند و خواه در نظم و خواه در نثر و مدح حسن زنان حربى را تجويز كردهاند و خلافى نيست در حرمت سحر و آن گرهى است يا افسونى است يا سخنى است كه تكلم كنند بآن يا بنويسند يا عملى بكنند كه تأثيرى بكند در بدن كسى يا دل او يا عقل او بدون آنكه بظاهر مباشر آن گردند و بعضى از جمله سحر شمردهاند خدمت فرمودن ملائكه و جن را نازل گردانيدن شياطين را از براى كشى امور غريبه و علاج مجنون يا مصروع يا داخل شدن آنها در بدن كودكى يا زنى و سخن گفتن بزبان او و اگر بعضى از آنها اصل داشته باشد ظاهرا از قبيل كهانت باشد و شهيد گفته است كه از جمله سحر است نيز نجات و طلسمات و خلاف نيست در آنكه عمل سحر و كسبش حرام است و ظاهرا كبيره است اما ياد گرفتن را بعضى تجويز كردهاند آن را نه بقصد عمل كردن بلكه از براى آنكه احتراز از آن بكنند و بسا باشد واجب كفائى باشد براى دفع شبهه ساحرى كه دعوى پيغمبرى كند و فرق ميان سحر و معجزه چنانكه شيخ بهاء الدين گفته است كه چون حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله انگشتها را گشود
حق اليقين ٥٧٠ (مقصد اول) در بيان گناهان صغيره و كبيره است ..... ص : ٥٦٤