حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٥٣٧ - فصل نوزدهم در بيان معانى ايمان و اسلام و كفر و ارتداد است و احكام آنها
برگردانيدن انگشتر از انگشت بانگشت و ثمره ايمان آنها است كه از براى انبياء و اوصياء وارد شده است از درجات كمال و قرب نزد خدا و شفاعت كبرى و الهامات حقتعالى و مراتبى كه عقل از ادراك آنها قاصر است (چهارم) محض عقايد حقه است بدون اعمال مطلقا و ثمرهاى كه بر آن مترتب ميشود در دنيا امان يافتن است در جان و مال و عرض از كشته شدن و اخذ اموال و اسير شدن و اهانت و مذلت مگر آنكه فعلى از او صادر شود كه مستحق كشته شدن يا سنگسار كردن يا تعزير گردد و در آخرت آنكه اعمالش صحيح است فى الجمله گو بدرجه قبول نرسد و او را از عذاب نجات دهد گو مستحق ثواب نباشد يا باشد فى الجمله اما مستحق درجات عاليه نباشد و مخلد در جهنم نباشد و بنا بر يك قول مطلقا داخل جهنم نشود گو در برزخ و قيامت عقوبتها بر او وارد شود بنا بر خلاف قولين اما البته مخلد در جهنم نباشد و مستحق عفو و شفاعت باشد در قيامت و اكثر متكلمين اماميه ايمان را بر اين معنى اطلاق كردهاند يا باقرار ظاهرى يا بشرط عدم انكار از روى عناد چنانچه دانستى در ضمن نقل اقوال و بر هر تقدير مشروط است بآنكه فعلى كه موجب ارتداد او باشد از او صادر نشود چنانكه مذكور شد و در كفرى كه مقابل اين ايمانست داخلند جميع فرق ارباب مذاهب باطله از كفار و منافقين و مشركين و سنيان و ساير فرق شيعه از زيديه و فطحيه و واقفيه و كيسانيه و ناووسيه و هر كه غير شيعه اثناعشريه است زيرا كه ايشان مخلد در جهنماند چنانچه سابقا مذكور شد (پنجم) آنست كه تكلم بشهادتين بكند و انكار امرى كه ضرورى دين اسلام است ظاهرا نكند و فعلى كه مستلزم استخفاف بدين اسلام باشد از او صادر نشود و اگر چه در دل اعتقاد باينها نداشته باشد و هر چند اعتقاد بهمه ائمه نداشته باشد و اظهار آن هم نكند و ثمره اين ايمان بنا بر مشهور آنست كه جان و مالش محفوظ باشد و او را نكاح توان كرد و مستحق ميراث مسلمانان باشد و ساير احكام ظاهره مسلمانان جارى باشد بنا بر مشهور اما در آخرت هيچ بهرهاى ندارد و هيچ عمل از اعمال او مقبول نيست و مثل ساير كفار است بلكه از بعضى از آنها بدتر است و منافقان نيز در اين ايمان داخلند و باين وجه جمع ميان جميع آيات و اخبار ميتواند شد و در هر مقام مناسب آن مقام بر يكى از آن معانى محمول خواهد شد.
وجه دويم آنست كه ايمان عبارت از اصل عقايد حقه باشد اما مشروط باشد باعمال و باين وجه جمع ميان بعضى از آيات و اخبار ميتواند شد اما بدون انضمام با وجه اول چندان فائده نمىبخشد.
وجه سيم آنست كه ايمان محض عقايد حقه باشد و آنچه در اخبار وارد شده است كه